ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٨٦ - ٦
نسبت به خداوند چنين است. آنها را آفريده و تحت توجّهات خود قرار داده، تا سعادتشان را در زندگى اين دنيا و آن دنيا تأمين كند (معاش اين دنيا و ثواب آن دنيا را بر ايشان فراهم كند).
لفظ «ضمان» نيز براى آنچه در حكمت الهى واجب شده، و تحقّق آنها براى نظام يافتن و سامان پيدا كردن وضع زندگى خلايق از قبيل روزى مقدّر و ديگر نيازمنديهايشان استعاره به كار رفته است. مقصود از «قوت مقدّر خداوند براى خلق»، بخشش تمام چيزهايى است كه از كم و زياد، در لوح محفوظ ثبت و ضبط شده است، و انجام آنها تخلّف ناپذير مىباشد.
٥- مسير واضح علاقهمندان به سير و سلوك، به خداوند ختم مىشود، و هر آنچه بخواهند نزد اوست.
امام (ع) در آغاز سخن آنچه مربوط به اصلاح حال انسانها، از روزى، قوت و ديگر نيازمنديهاى ضرورى، دنياى آنها بوده بر شمرده است، و آن گاه امورى كه در بهبود وضع آخرت آنها مؤثر است همچون پيمودن راه حق، و ديگر شئون را يادآورى مىكند، و از آن ميان به روشن بودن راه شريعت، براى پويندگانى كه به نظاره كردن جمال خداوند كريم راغبند و نعمتهاى مدام و جاويد حق تعالى را مىخواهند اشاره كرده و مىفرمايد: «سالكان طريق به سوى او در حركتند، و خواستاران سعادت، رستگارى را از نزد او مىطلبند.»
(١٥٦٦٦- ١٥٦٥٨)
٦-
حق تعالى در مورد آنچه از او خواسته مىشود نسبت به آنچه كه از او خواسته نمىشود بخشندهتر نيست.
كلام امام (ع) در باره اين صفت خداوند اشاره به نكته لطيفى دارد: فيضى كه از ناحيه حق تعالى بر خلايق صادر مىشود به دو اعتبار است.
١- اگر صدور فيض به لحاظ جود و بخشش خداوندى در نظر گرفته شود از اين جهت نسبت به همه موجودات يكسان بوده، در بخشش اختلافى نيست.