ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٥٤ - ٢٠ - قوله عليه السلام و قد استفرغتهم اشغال عبادته إلى قوله و شيجة خيفته
چنان كه گامها طىّ طريق مىكنند و به نهايت و مقصد حركت مىرسند. امّا تشبيه كردن فرشتگان به پرچمهاى سفيد آويخته در منافذ جوّ و هوا بدو دليل است.
الف- سفيد بودن آنها به اين دليل است كه رنگ سفيد از كدر بودن و سياهى بدور است چنان كه دانش فرشتگان از آلودگى و تيرگى باطل و تاريكيهاى شبهه بدور مىباشد.
ب- نفوذ و سرايت دانش آنها، در اجزاى علوم چنان است كه پرچمها در هوا نفوذ مىكنند، و در مجراى فضا به حركت در مىآيند.
امام (ع) در عبارت فوق به بادهايى كه گامها را در محدوده معيّنى نگاه مىدارند اشاره كرده است. مقصود حكمت الهى است كه به هر چيز آنچه سزاوار بوده، عطا فرموده و هر موجودى را در حدّ وجوديش محدود كرده است. منظور از وزش بادها، زيبايى تصرّف و جريان آنها در مخلوق و مصنوعات خداوند مىباشد.
(١٦٧٣٥- ١٦٦٩٠)
٢٠- قوله عليه السلام: و قد استفرغتهم اشغال عبادته إلى قوله و شيجة خيفته:
سرگرمى به عبادت و پرستش آنها را از هر شغل و كارى باز داشته است.
يعنى فراغت و آسايشى براى كارهاى ديگر جز عبادت ندارند. پيش از اين دانستى كه فرشتگان آسمان، كه اجرام فلكيه را به حركت در مىآورند، اجرامى كه بمنزله بدن ملائك بحساب مىآيد حركتشان حركتى است ارادى كه از روى شوق انجام مىگيرد، زيرا افلاك در حركت فرمانبردارانه خود شبيه فرشتگانى هستند كه واسطه فيض حق ميان افلاك و خداوند متعالاند و كمال عبادت و حركات دائمى پرستش وقت آنها را از پرداختن به كارهاى ديگر پر كرده است، چنان كه در اين باره خداوند فرموده است.
يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ [١] حقايق ايمان بخداوند، تصديق فرشتگان
[١] سوره انبياء (٢١) آيه (٢٠): شب و روز خدا را تسبيح مىگويند و از ذكر و تسبيح سستى نمىكنند.