ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٩١ - شرح
نيست، بخصوصى كه به جمله قبل جمله «و من ابصر اليها اعمته»، ضميمه شده است. چه بدرستى در مىيابد كه ميان «ابصر بها» و «ابصر اليها»، فرقى شگفتانگيز و در عين حال واضح و روشن مىباشد.
(١٢٤٣٢- ١٢٤٢٤) امام (ع) در بدگويى از دنيا و ايجاد نفرت از آن ده صفت نكوهيده بترتيب زير آورده است:
(١٢٤٣٨- ١٢٤٣٣) ١- آغاز زندگى دنيا رنج است: اين سخن حضرت (ع) اشاره به اين حقيقت است كه انسان از بدو تولّد گرفتار رنج و مشقت مىشود. در توصيف گرفتاريهاى دنيا، سخن حكيم دانشمند برزويه طبيب كه در آغاز كتاب كليله و دمنه و به منظور وادار كردن نفسش بر صبر، و زندگى زاهدانه داشتن، آورده، ما را كفايت مىكند.
برزويه طبيب در باره رنج و زحمت آغازين زندگى چنين مىگويد:
آيا دنيا تمامش رنج و بلا نيست؟ و آيا چنين نيست كه انسان از دوران جنين بودن تا خلقتش كامل شود و بدنيا بيايد مدام در تحوّل و دگرگونى است؟.
ما در كتب طب خواندهايم: نطفه مردى كه مقدر است از آن فرزندى بدنيا آيد، وقتى كه در رحم زن قرار گيرد، با نطفه زن در مىآميزد و پس از آن بصورت خون در آمده غلظت مىيابد، آن گاه بر اثر فعل و انفعالاتى نطفه و خون خالص شده به شكل گوشت كوبيدهاى در مىآيد، و سپس در دورههاى معيّنى به اعضاى مختلفى تقسيم مىشود. اگر اولاد پسر باشد رو به پشت مادر، و اگر دختر باشد، رو به شكم مادر قرار مىگيرد. بدينسان كه چانهاش به دو سر زانويش چسبيده و دو دستش بر پهلوهايش بصورت بستهاى در داخل رحم قرار گرفته و بسختى نفس مىكشد [١]. هيچ عضوى از جنين نيست جز اين كه به شكل قنداقه بستهاى در آمده حرارت جسم مادر، او را گرم دارد. با روده كه
[١] نفس كشيدن طفل در رحم مادر مورد نظر است- م.