ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٩٢ - شرح
از ناحيه نافش با مادر ارتباط پيدا كرده از خوردنى و آشاميدنى مادر تغذيه مىكند. با همين حالت در اندوه و تاريكى و تنگنا تا زمان ولادتش بسر مىبرد.
پس از پايان يافتن دوران جنين، خداوند، بادى را بر شكم مادر مسلّط مىكند و بدين طريق حركت شديدى در درون مادر بوجود مىآيد؛ ابتدا سر جنين به جانب مخرج سرازير مىشود و هنگام تولّد چنان فشار و كوفتگى مىبيند كه وقتى بر زمين قرار مىگيرد، اگر دستى آهسته او را لمس كند و يا حتى باد ملايمى بر او بوزد آن قدر احساس درد مىكند كه هرگز از كندن پوست چنان دردى احساس نمىكند.
پس از اين مرحله سختيهاى گوناگونى به سراغش مىآيند. اگر گرسنه شود نمىتواند غذا بطلبد و اگر تشنه گردد نمىتواند آب بخواهد؛ اگر جايى از بدنش درد بگيرد نمىتواند بيان كند. اينها علاوه بر سختيهايى است كه از گذاشتن و برداشتن و در خرقه پيچيدن و باز كردن و روغن مالى كردن و ... متحمل مىشود. اگر او را بر پشت بخوابانند، قادر نيست به پهلو برگردد. ما دام كه شيرخواره است، اين دشواريها و عذابها وجود دارد. از اين مرحله كه بگذرد، به رنج تربيت دچار مىشود، و از اين بابت سختيهايى را تحمّل مىكند به اضافه بيماريهايى مانند دردها، تبها و ... كه بدانها نيز گرفتار مىشود.
پس از دوران كودكى، كه بفهمد مال و منال، زن و فرزند چيست، گرفتاريهاى ديگرى دارد مانند: حرص و طمع، كوشش براى به دست آوردن ثروت و دارايى و معاش و زندگى، و باز همه اين رنجها و سختيها بعلاوه چهار دشمن اصلى «غلبه صفرا- بلغم و خون سودا» و زهرهاى كشنده و مارهاى گزنده، درندگان و انسانهاى از درنده بدتر، ترس از سرما، گرما و بالاتر از همه اگر كسى به پيرى برسد، رنج و دردهاى پيرى، جانكاهتر است.
اين مختصرى از بسيار رنجهاى آغازين زندگى تا سرانجام پيرى بود كه