ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٢٥ - ترجمه
(١٠٥٧) ٥٧- از سخنان امام (ع) است خطاب به خوارج
أَصَابَكُمْ حَاصِبٌ وَ لَا بَقِيَ مِنْكُمْ آبِرٌ- أَ بَعْدَ إِيمَانِي بِاللَّهِ وَ جِهَادِي مَعَ؟ رَسُولِ اللَّهِ ص؟- أَشْهَدُ عَلَى نَفْسِي بِالْكُفْرِ- لَ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ- فَأُوبُوا شَرَّ مَآبٍ وَ ارْجِعُوا عَلَى أَثَرِ الْأَعْقَابِ- أَمَا إِنَّكُمْ سَتَلْقَوْنَ بَعْدِي ذُلًّا شَامِلًا وَ سَيْفاً قَاطِعاً- وَ أَثَرَةً يَتَّخِذُهَا الظَّالِمُونَ فِيكُمْ سُنَّةً (١٠٣٤٤- ١٠٢٩٢)
[لغات]
(حاصب): باد تندى كه با ريگها به اين سو و آن سو حركت كند.
(أثرة): استبداد، زورگويى
[ترجمه]
«باد كشنده خطرناك بر شما بوزد و از نژاد شما هيچ اصلاح كننده نخلى و دهنده خبرى و گوينده سخنى باقى نماند. آيا پس از آن كه من به خدا و رسول (ص) ايمان آوردم و در راه دين خدا جهاد كردم به كافر بودن خودم گواهى دهم؟ بدين حساب من از گمراهان بوده و از هدايت يافتگان نيستم، از اين بدترين راه باز گرديد و در راه اول خود كه هدايت بود گام نهيد. آگاه باشيد محققا پس از من به خوارى فراوان و شمشير برّان دچار شده، ستمگران مالتان را ويژه خود دانسته و اين نوع رفتار را در باره شما همچون سنت قرار دهند».