ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٨٧ - قوله عليه السلام و ضن الزند بقدحه
صحّت نظر خود شك مىكند، چرا كه تشخيص مصلحت در امرى، از كوشش و جديّت در بررسى علايم و نشانهها، براى مشاور حاصل مىشود، وقتى كه مشاور احتمال بدهد كه خلاف رأى و نظر او ممكن است، مصلحت باشد ديگر مانعى نمىبيند كه شخص ديگرى رأى و نظر درست را، به اين دليل كه نشانههاى ديگرى در اختيارش بوده، ابراز كند؟
در اين صورت نظر مشاور دوّمى با نظر مشاور اوّل، تعارض پيدا مىكند و خلاف نظر او را نشان مىدهد، بخصوص كه اگر مخالفت از ناحيه گروه زيادى شده باشد، كه درجه احتمال را بالا ببرد، و مشاور اول را به شك مىاندازد، كه آنچه او مصلحت دانسته، مصلحت نباشد، نشانه و علايمى كه مشاور نخستين در اختيار داشته، براى اظهار نظر كافى نبوده است؛ با توجّه به اين توضيح است كه حضرت فرموده است: مخالفت شما مردم كوفه چنان بود. كه نصيحت كننده را در نصيحت كردن به شك انداخت، در اين عبارت منظور امام (ع) از نصيحت كننده، خود آن حضرت، و منظور از رأى و نظر، رأى و نظر خود آن حضرت است. چون بيشتر اطرافيان در امر حكميّت با آن بزرگوار مخالفت كردند.
بعضى از شارحان كلام امام (ع) را حمل به مبالغه و استدلال كردهاند كه آن حضرت از شك كردن در رأى و تصميمگيرى؛ مبرّاست،
(٨٢١١- ٨١٩٠)
قوله عليه السلام: و ضنّ الزند بقدحه:
«شما با مخالفت خود آتشزنه را از دادن آتش پشيمان كرديد». گروهى اين سخن را ضرب المثل دانسته و اشاره به شخصى دانستهاند كه از رساندن فايده به دليل اين كه پذيرنده عاقل و با معرفتى در فراگيرى كلامش نمىبيند از سخن گفتن منصرف مىگردد. و يا شخصى كه نمىتواند از نصيحت سودى ببرد، هنگامى كه مشورت كننده، مورد تهمت واقع شود و خيانت ببيند و يا در ابراز نظرش به لغزش متهم شود، چه بسا كه پس از آن، رأى درستى از مشاور، به دليل خشمى كه از جهت مواجه شدن با مخالفت بروى