ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٩٠ - فصل دوم در تمجيد حق تعالى به اعتبار آفرينش آدم، و گزينش او،
حق تعالى مىباشد. چنان كه خداوند در اين مورد فرموده است: وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ [١] پروردگار جهانيان با اضافه كردن روح خود به آدم او را كرامت و شرافت بخشيد.
و با همين شرافت و بزرگوارى او را از ديگر موجودات اين جهان متمايز گردانيد ٢- عقل و شرافت عقل از جهاتى است:
اوّل: روايت شده است: كه خداوند متعال به داود (ع) وحى فرستاد و به او فرمود: «هرگاه عاقلى را ديدى خدمت گزار او باش» دوم: گفته پيامبر اسلام (ص) كه در توصيف عقل فرموده است: اوّل چيزى كه خداوند آفريد عقل بود. و سپس به عقل فرمود روى آور، روى آورد، و فرمود بازگرد بازگشت. آن گاه حق تعالى فرمود: بعزّت و جلال خودم سوگند هيچ مخلوقى را از تو گرامىتر نسبت بخود نيافريدهام، بوسيله تو ديگران را مؤاخذه مىكنم بخشش مىنمايم و يا ثواب و كيفر مىدهم.
چيزى كه بايد در باره عقل دانست اين است كه براى عقل آغاز و نهايتى است و هر دو مرحله عقل ناميده مىشود.
مرحله نخستين و ابتدايى عقل نيرويى است كه آماده مىگردد تا علوم كلّى و ضرورى را فرا گيرد، چنان كه در كودك اين قوّه وجود دارد، و سخن پيامبر (ص) نيز به اين مرحله اشاره داشت.
مرحله دوّم عقل «بالمستفاد» است و توصيه پيامبر (ص) خطاب به امير مؤمنان به اين مرحله از عقل اشاره دارد كه فرمود: هرگاه مردم به آفريدگار خود به انواع نيكى تقرّب جويند تو اى على با خردمندى و عقلت نزديكى بخدا را بجوى، كه بدين سبب از لحاظ درجه و مرتبه در نزد مردم دنيا و نزد خداوند در آخرت بر ديگران سبقت خواهى گرفت.
[١] سوره سجده (٣٢) آيه (٩): از روح خود در انسان دميد.