ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٦٧ - قوله عليه السلام كل مالك غيره مملوك
فوق است، جز اين كه معناى اطلاقى نداشته و به قياس كسانى كه اهميّت كمترى دارند، سنجيده مىشود؛ بنا بر اين هر چند به مخلوقات هم عزيز گفته مىشود، ولى اين چنين عزيزى نسبت به موجود برتر و كاملتر، در نهايت حاجت و نيازمندى است، و باز آن كه داراى علوّ درجه و كمال رتبه است نسبت به ما فوق همين نيازمندى را دارد؛ حاجت و نياز مادون به ما فوق ادامه مىيابد، تا سرانجام به عزيز مطلقى برسيم كه ذلّت و خوارى در باره او متصوّر نباشد. اين است معناى فرموده امام (ع) كه: «هر عزيزى جز خدا ذليل است.»
(١٠٨٦٧- ١٠٨٦٣)
٤- قوله عليه السلام: كلّ قوىّ غيره ضعيف:
«هر نيرومندى جز خدا ناتوان است.» قدرت به معناى قدرت كامل، و در مقابل آن ضعف قرار دارد، و از طرفى چون تمام موجودات در رابطه با قدرت خداوند ايجاد مىشوند، روشن است كه قدرتى برتر، از قدرت حق تعالى نيست. بنا بر اين، هر چيزى جز خداوند، كه به قدرتمندى توصيف شود، در مقايسه با چيزى است كه از او ضعيفتر باشد. امّا همين قوى به نسبت شيء قدرتمند ما فوق خود ضعيف به حساب مىآيد. و بدينسان هر قدرتمندى به نسبت ما فوق ناتوان است، تا اين سلسله به قدرت خداوند سبحان منتهى شود. خداوند قدرتمندى است كه در مقايسه با تمام اشياء ناتوانى در آن راه ندارد.
(١٠٨٧٢- ١٠٨٦٨)
قوله عليه السلام: كلّ مالك غيره مملوك
نيز به همين اعتبار است. بدين شرح كه معناى «مالك» به قدرت باز مىگردد. «مالك» يعنى قدرتمندى كه اراده او با استحقاقى كه جامعه برايش اعتبار كرده است، در تغيير، تبديل، و تصرّف، چيزى نافذ است، و تصرّف ديگران در ملك منوط به اجازه مالك مىباشد. چنان كه قبلا ثابت شد، همه موجودات در قبضه قدرت و خواست و اراده خداوند است، زيرا وجود و هستى اشيا از اوست. بنا بر اين مالك مطلقى كه برايش نسبت به چيزى فرض مملوكيّت نمىشود، پروردگار جهانيان است، و به همين دليل