ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٩٣ - شرح
برشمرده شد.
(١٢٤٤١- ١٢٤٣٩) ٢- پايان زندگى دنيا فناء و نيستى است: دوّمين صفت نكوهيده دنيا نيستى است. امام (ع) پايان زندگى را به مرگ و نيستى توصيف كردهاند تا بجاى رغبت بدنيا ايجاد نفرت كنند. زيرا حياتى كه پايانش مبتلا شدن به فراق اهل و عيال و دوستان، و گرفتار شدن به سختيهاى بزرگ و مشكل باشد ارزشى ندارد.
(١٢٤٤٤- ١٢٤٤٢) ٣- در حلال دنيا حساب است: اين بيان امام (ع) اشاره به امورى است كه در نامه اعمال انسان نوشته شده و روز قيامت آشكار مىشود. نامه عملى كه امور مباح و توسعهاى كه خداوند از خوردنيها، آشاميدنيها، ازدواج، و مركب سوارى و ... به انسان بخشيده در آن نگاشته شده است. محبّتى كه نسبت به امور فوق در باطن انسان پديد مىآيد و او را از نزديك شدن به افراد بىاعتنا به دنيا، باز مىدارد، افرادى كه هرگز بدنبال دنيا نرفته، و در آن تصرّف نكردهاند، بنا بر اين چيزى در نامه عملشان نوشته نشده است. سخن سيّد انبيا (ص) به همين حقيقت اشاره دارد كه فرمود: «فقرا پانصد سال پيش از ثروتمندان وارد بهشت مىشوند. فقراى امّت من با سرعت و بندگان خداوند رحمن با دشوارى و بعضا با خزيدن بر روى زمين وارد بهشت مىشوند.»
دليل تأخير ورود اغنيا به بهشت، زيادى حساب و كتاب آنها و سنگينى بار محبّت دنياست كه مانع سرعت اغنيا و بازدارنده آنها از وصول به درجه سبكباران مىشود. قبل از اين چگونگى رسيدگى به حساب انسانها را در قيامت توضيح دادهايم.
(١٢٤٥٧- ١٢٤٤٥) ٤- در حرام دنيا عقوبت و كيفر است: اين فراز از فرموده امام (ع) براى ايجاد تنفّر از امورى است كه موجب عقاب و كيفر مىشود.
٥- هر كس در دنيا بىنياز گردد، به فتنه گرفتار مىشود: يعنى محبّت زياد در باره آنچه از دنيا به دست آورده، موجب فتنه و گمراهى از راه خدا مىشود