ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٤٠ - قوله عليه السلام كأن المعنى سواها و كأن الرشد فى احراز دنياها
كارهاى زشت نياكانشان پيروى مىكنند و راه آنها را مىروند، چنان كه خداوند از تقليد كوركورانه آنها چنين حكايت مىكند: در پاسخ پيامبر (ص) كه آنها را براه حق دعوت مىكرد، گفتند: وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ [١].
(١٣٢٧٨- ١٣٢٦٨)
قوله عليه السلام: فالقلوب قاسيته عن حظّها.
با توجّه به پيروى آنان از پدران گناهكارشان، قلب آنها آمادگى ندارد، تا بهره و نصيبى كه مىتوانند از نيكيها ببرند، دريافت كنند. با اين وصف در طلب رشد و هدايت خود نيستند و در غير مسير حركت مىكنند به گمراهى گرفتار مىآيند.
مقصود از كلمه «مضمار» كه در لغت به معناى ميدان مسابقه است. در عبارت امام (ع) شريعت و دستورات الهى است، يعنى فرمانها و دستورات الهى را به كار نمىگيرد، و دست به انجام كارهائى مىزند كه خداوند از آنها نهى فرموده است. در حقيقت با كارهاى خلاف شريعت راهى را مىرود كه پايانش جهنّم است.
(١٣٢٨٧- ١٣٢٧٩)
قوله عليه السلام: كأنّ المعنّى سواها و كأنّ الرشد فى احراز دنياها
رفتار نارواى اينان گوياى اين حقيقت است كه جز دنيا هيچ چيز مفهوم و معنايى ندارد و رشد و هدايت تنها در اين است كه دست بدنيا پيدا كنند! اين سخن امام (ع) مبالغه است در دورى كردن دلهاى آنان از حق و عدم توجّه آنان به پند و موعظه و اندرز، و غرق شدنشان در دنيا خواهى چنان كه گويا آنان مورد خطاب دستورات حق تعالى نيستند و يا تنها رشد و هدايت و كمالى كه لازم است به دست آورند فراهم كردن مال دنياست. و با اين كه لازم است از خطر مال اندوزى بر حذر باشند، بشدّت بدان متمايل شدهاند!
[١] سوره زخرف (٤٣) آيه (٢٢): ما پدرانمان را ديديم كه همين روش را داشتند ما نيز به آنها اقتدا كرده راه آنها را ادامه مىدهيم ....