ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٢٧ - شرح ( ١٠٤٠٩ - ١٠٣٤٥ )
مىكند، و آرزوى هلاكت و نيستى آنها را به سبب كلام اهانت آميزشان دارد.
و پس از آن خوارج را سركوفت زده پيشنهاد آنها را كه حضرت بايد به كفر خودش شهادت داده و سپس توبه كند، به صورت طرح سؤال انكارى كه نمايانگر خطا و اشتباه آنان در پيشنهادشان مىباشد، رد مىكند؛ زيرا خواست آنها گواهى دادن حضرت بر كفر خودش بود، و اين اشتباه است؛ چه اين كه شهادت انسان بر عليه خودش به كفر و گمراهى، انحراف از حق، و هدايت نيافتن به راه خداست، با اين كه امام (ع) از اوّل مؤمنين، و راه يافتگان به خدا بود.
(١٠٣٤٤- ١٠٣٢٢) بعد از اين نفرين حضرت خوارج را به دو امر آگاه مىسازد. و به طريق زير:
١- چون بر اثر اين مخالفت مورد خشم و غضب امام واقع مىشوند. پس لازم است كه هر چه زودتر به سوى حق باز گردند، و از راهى كه رفتهاند، منصرف شده از تفرقه دست بردارند.
٢- خبر غيبى كه در باره آينده آنها داده است كه به چه ذلّت و خوارى دچار و گرفتار شمشيرهاى برّانى خواهند شد. اين فرموده حضرت كنايه است از كشتار خوارج پس از آن بزرگوار كه بوسيله مهلّب بن ابى صغرة [١] و جز او صورت گرفت.
اين خبر را حضرت به منظور بازگشت و جذب آنها به سوى حق بيان فرمودهاند تا تحت تأثير فريبكاريهاى غير قرار نگيرند.
امام (ع) با بيان اين عبارت: «استبدادى كه ستمگران در باره شما (خوارج) سنّت قرار مىدهند»، اشاره فرمودهاند، به آنچه سلاطين و كارگزاران ستمگرشان در باره خوارج پس از آن بزرگوار اعمال داشتند، مانند گرفتن ماليات، غنايم جنگى، هتك حرمت و جز آن.
نفرين حضرت در باره آنها تحقّق يافت پس از شهادت آن امام همام،
[١] خوارج در زمان امارت عبد اللّه زبير در اطراف بصره شورشى بر پا كردند، و به وسيله مهلّب بن بنى صغرة سركوب شدند، شرح مفصل آن را بايد از كتب تاريخ و نهج البلاغه ابن ابى الحديد تحقيق كرد.