ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧١٨ - قوله عليه السلام كذب العادلون الى قوله عقولهم
(برهانى كه فوقا آورده شد از كلام امام (ع) استفاده شد) امّا برهان عقلى مثل و مانند را براى خداوند جايز نمىداند، يعنى هيچ چيز را مشابه و معادل خداوند نمىداند، تا نوبت به تشبيه برسد، و سخن ما در اعتقاد تشبيه كنندگان است و لذا با برهان عقلى اين اعتقاد مردود است. در آيه كريمه با بيان اين كه، پيروان تشبيه كنندگان و بت پرستان از پيشوايان خود دورى مىجويند و بيزارند، نسبت به عقيده تشبيه كنندگان خدا به خلق ايجاد نفرت كرده است.
قرآن كريم، پيروان بت پرستان را بر اثر افراط كارى در پرستش، پشيمان و گرفتار اندوه و حسرت مىداند، كه مايلند بدنيا باز گردند، و اعتقادات خود را اصلاح كنند و اعتراف دارند كه بدليل تشبيه كردن خداوند به خلق در گمراهى آشكارى بودهاند.
(١٦١٠٤- ١٦٠٨١)
قوله عليه السلام: كذب العادلون الى قوله عقولهم.
با اين عبارت امام (ع) كسانى را كه از شناخت خداى حقيقى و معبود بر حق عدول كردهاند تكذيب كرده و بعلل عدول آنها از معرفت خداوند، اشاره تفصيلى دارد، و علّت اصلى اين انحراف را توهّم و خيال تشبيه كنندگان مىداند.
پيش از اين دانستهايد كه ريشه اصلى تشبيه و هم و گمان افراد است، زيرا حكمى كه از وهم و گمان سرچشمه بگيرد، فراتر از محسوسات، و يا امور وابسته به محسوسات نمىرود. حكمى كه وهم و خيال در باره مجرّدات صادر مىكند، پيش از صدور حكم به شيء مجرد، صورت محسوس مىدهد و براى آن اندازه و حجم محسوسى در نظر مىگيرد، و سپس حكمى را برايش بيان مىكند. به همين دليل است كه تشبيه كنندگان، خدا را موجودى شبيه بتها و صورتهاى جسمانى، همچون انسان كه داراى اعضاء و اندام است مىدانند، و بدين سان ديگر فرقى كه بتپرست هم نيستند، بنوعى جنبه محسوس بخداوند مىدهند. و نهايت تنزيه و تقديسى كه در باره خداوند دارند اين است كه او را در جهت فوق و بالاى