ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٧٤ - ترجمه
آرى او از درون غار وحشيها و درندگان و درّههاى كوهساران و جاى گزيدن پشّهها در ميان ساقه و پوست درختان و از جاى پيوستن برگها به شاخهها آگاهى دارد. جاى فرود آمدن نطفه آميخته بخون از صلب و رحم زنان و مردان را مىداند. بر جايگاه پديد آمدن ابرها و بهم پيوستن و متراكم شدن و باريدنشان و بادهايى كه ابرها را به هر سو مىبرند و ريزش باران را محو مىكنند آگاه است.
پراكنده شدن خاشاكها از وزش باد، و نابود شدنشان از سيلابهاى روان را مىداند.
خداوند بشناگرى حشرات و هوامّ در هر تلّ و ريگستان و به آشيانههاى بلند پرندگان در قلّه كوهساران و به زمزمه و نالش و نغمه سرائى مرغان خوش الحان واقف مىباشد.
و به آنچه درياها در دل خود از درّ و مرجان مىپرورانند و آنچه را تاريكى شب مىپوشاند و هر ذرّه كه آفتاب بر آن بتابد همه و همه را مىداند.
آرى او حق متعال، بر ظلمات و تاريكيهايى كه پياپى مىرسد، و مراتب روشنايى كه مىتابد و هر گامى كه اثرى از خود به جاى مىگذارد و هر حركتى كه احساسى ايجاد مىكند و سخنى را بازتاب مىنمايد، و بالاتر از اين هر لبى كه به آهستگى بجنبد و جايگاه هر كس و وزن هر ذرّه و همهمه نفس هر نفس كشندهاى مطّلع است.
از ميوه هر درخت، و افتادن هر برگ تمركز نطفه، اجتماع خون، پيدايش گوشت پديد آمدن خلق و نتاج آنها با خبر است.
علم خداوند به تمام اين امور او را به رنج و زحمت نيفكنده، و در نگهدارى خلقى كه ايجاد كرده، عارضهاى به او راه نيافته است؛ و در تدبير امور آفرينش، ملالت و سستى و دلتنگى به او دست نداده، بلكه حكمش در آنها جارى، و به شمارش آنها آگاه، عدل و داد و فضلش همگان را فرا گرفته، با وجودى كه از درك و شناخت حق چنان كه، بايسته اوست كوتاهى داشتهاند.
بار خدايا تو شايسته صفات نيكو و در خور شمارش نعمتهاى فراوان و