ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٦٢ - ٣٤ - قوله عليه السلام و لم تأسرهم إلى قوله اجتهادهم
خواست و پرسودترين امر را طالبند، قطع جود و بخشش حق تعالى و محروم ماندن از فيض الهى را بزرگترين هلاكت و نابودى مىشمارند، و بدين لحاظ ناگزير اميدواريشان در پيشگاه خداوند، ادامه مىيابد، و خشوعشان بدليل نيازمندى بوى فزونى مىگيرد، و جزع و فزعشان از محروم ماندن، بيشتر مىشود.
همين اميدوارى و ترس، زمينه تظاهر به عبادت آنها را فراهم مىآورد، و لزوم طاعت و فرمانبردارى فرشتگان را در مراجعه به خداوند از ته دل قوّت مىبخشد.
بنا بر اين شگفتزدگى و جلوه عبادت و نيايش آنها هرگز پايان نمىيابد.
(١٦٨٨٣- ١٦٨٧٦)
٣٣- قوله عليه السلام: لم تنقطع اسباب الشّفقة عنهم فينوا فى جدّهم
«هيچ گاه علّت ترس فرشتگان از ميان نمىرود، پس جديّت و كوشش آنها بر عبادت سستى نمىگيرد» شفقتى كه در كلام امام (ع) به كار رفته، اسمى است كه از «اشفاق» گرفته شده است معناى سخن حضرت اين است كه اسباب ترس فرشتگان و نيازمنديشان به عطا و بخشش الهى در قيام براى كمال بخشيدن به وجودشان، پايان نيافته و قطع نمىشود. زيرا حاجت ضرورى بغير، هم مستلزم ترس است، كه مورد خواست تأمين نگردد؛ و هم موجب لزوم طاعت و فرمانبردارى و روى آوردن به عبادت، تا زمينه بخشش وجود را فراهم آورد. (با توجّه به توضيح فوق) چون نيازمندى فرشتگان به حضرت حق دائمى است، كوشش آنها در عبادت هميشگى خواهد بود.، پس سستى و سهل انگارى در ملائكه حق، نخواهد بود.
(١٦٨٩٢- ١٦٨٨٤)
٣٤- قوله عليه السلام: و لم تأسرهم إلى قوله اجتهادهم
طمعهاى دنيوى فرشتگان را اسير خود نمىگرداند تا دنيا را بر آخرت ترجيح دهند.
امام (ع) بعضى از اوصاف بشر را از فرشتگان سلب كرده است. چه بسيارند نيايش گرانى كه، مختصر چيزى از منافع و زيباييهاى دنيوى آنها را از جديّت و كوشش در راه خداوند باز داشته، سعى و كوشش دنيوى را براى تحصيل زينتهاى