ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٤٩ - اما دسته پنجم اشخاصى هستند كه قصدشان رسيدن به قرب خداوند متعال است
و دست راست خود را مشت كرد و فرمود: «اين است كتاب خدا كه در آن نام بهشتيان و پدرانشان را نوشته است. نه بر آن چيزى مىافزايد و نه، از آن چيزى كم مىكند اگر اهل سعادت و نجات، چنان بدكار باشند كه مردم آنها را نه از بدكاران كه سردسته بدكاران به شمار آورند، خداوند آنها را پيش از مرگ ولو در زمانى به كوتاهى دوشيدن شتر، اهل نجات و رستگارى مىگرداند. و اگر بدكاران و شقاوتمندان چنان كار نيكوكاران را انجام دهند كه مردم آنها را از دسته نيكوكاران كه سعادتمند و رستگار بدانند، خداوند آنان را پيش از مرگ و لو بزمانى كوتاهتر از دوشيدن شتر جزو شقاوتمندان گرداند. سعادتمندان به حكم الهى سعادتمند و شقاوتمندان بفرمان الهى شقاوتمند مىشوند، رستگار كسى است كه به حكم الهى رستگار مىشود و بدكار كسى است كه به قضاى خداوندى بدكار مىگردد. ارزش كارها به ارزش پايانى آنها است. [١]
امّا اقسام ترس از امورى كه ذاتا ناپسندند عبارتند از: ١- ترس از سكرات مرگ و سختى آن كه در نفس انسانى چنان تصوّر مىشود كه ذاتا ناپسند است.
٢- سؤال نكير و منكر ٣- عذاب قبر ٤- ترس از ايستادن در پيشگاه خداوند متعال و شرمسارى از برملا شدن اسرار ٥- ترس از محاسبه دقيق و سؤال از كوچكترين امر. ٦- ترس از باريكى و تيزى پل صراط و چگونگى گذر از آن.
٧- ترس از آتش دوزخ، غل و زنجير و سختيهاى آن ٨- ترس محروم شدن از بهشت و يا محروم گشتن از مراتب بالاى آن ٩- ترس محجوب ماندن از ملاقات خداوند، و ...
اينها كه برشمرديم امورى هستند كه ذاتا از نظر انسان ناپسندند و شخص از ابتلاى به آنها ترس دارد. رهروان زهد پيشه، نسبت به هر يك از اين امور حالتهاى
[١] هر چند ظاهر اين روايت بر جبر دلالت دارد امّا چون در اعتقاد ما جبر نيست بايد روايت را تفسير و توجيه كرد به فرض كه انتسابش به پيامبر درست باشد.