ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٢٥ - قوله عليه السلام و لم يعترض دونه ريث المبطئ و لا أناة المتلكىء
گذشت پاك و منزه مىباشد. (در آفرينش به دستيار و معين نيازمند نيست، چه او از همه جهت يگانه است، يكتا و بى همتا است) مقصود از «قريحة الغريزه» نيروى انديشه براى عقل مىباشد.
(١٦٢٣١- ١٦٢٢٢)
قوله عليه السلام: فأتمّ [فتمّ خ] خلقه و أذعن لطاعته و اجاب الى دعوته.
خداوند به تمام مخلوقات و آفريدههايش به لحاظ جود و بخشندگى، آنچه نيازشان بوده افاده فرموده است، پس اگر از كسى يا شيئى كمالى فوت گردد، از جهت نداشتن استعداد و عدم پذيرش است، (بدين معنا كه فيض دهنده بخلى ندارد، نقص در فيض گيرنده است) آفريدهها و مخلوقات در نيازمندى محض، و جنبه امكانى كه دارند، بخوارى و ندارى خود، مقر و معترفند، در دگرگونى، مغلوب قدرت اويند و دعوت او را اجابت مىكنند، يعنى هنگامى كه كلمه «كن» وجودى القا شود فورا اجابت كرده، وجود مىيابند (به محض اين كه خداوند بگويد باشيد بلا درنگ وجود پيدا مىكنند).
(١٦٢٤٠- ١٦٢٣٢)
قوله عليه السلام: و لم يعترض دونه ريث المبطئ و لا أناة المتلكّىء:
اين جمله امام (ع) براى منزّه دانستن فعل و امر خداوند از تخلّف آورده شده است، بدين معنى كه اشيا در اطاعت فرمان و دستور خداوند، سستى، كندى و درنگى ندارند.
امر خداوند را بدون توقّف و درنگ اطاعت مىكنند. تمام اشياء مغلوب اراده حق تعالى هستند و در اجابت فرمان او نهايت سرعت را به كار مىگيرند.
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ [١].
در امر خداوند متعال يعنى كلمه «كُن» افاضه هر آن چيزى است كه در مأمور لازم بوده، و آمادگى كامل در اجابت وجود دارد، زيرا با فرمان «باش» شيئى
[١] سوره يس (٣٦) آيه (٨٢): امر خداوند متعال چنين است كه هر گاه اراده بر ايجاد شيئى كند و به او بگويد: باش، مىباشد.