ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٦ - شرح
محبّت، انس يا كدورت انسانها مىشود. حكيمى در اين باره گفته است:
خدمتكاران و اطرافيان به منزله اعضاى بدن هستند. دربان شخص آبروى او، نويسندهاش دل او، فرستادهاش زبان او خدمتگزارش دست و پا و چشم اوست.
چنان كه هر يك از اعضا لازم است به وظيفه خود بدرستى عمل كنند، تا كارها به سامان برسد، جانشينان اين اعضا نيز لازم است كه بدرستى عمل كنند؛ همچنان كه خردمندان، به ترك وظيفه درست هر يك از اعضاء انسان را ملامت مىكنند با عدم انجام وظيفه صحيح اين افراد نيز انسان را ملامت مىنمايند.
همچنان كه دوستى انسانها با فروتنى و خوش برخوردى خود انسان ادامه مىيابد، خدمتگزاران نيز با رعايت آداب و رسوم نيك مورد قبول جامعه، موجب ادامه محبت مىشوند.
از با اهميتترين و سودمندترين خصلتها، خوش برخوردى، و ترك تكبّر نفرتزا مىباشد. قضاوت مردم، بر پايه خوبيها و بديهايى كه خدمتگزاران شخص دارند، قرار دارد. هر چند قضاوت صحيح در اين باره اين است كه بگوييم اكثرا چنين است.
توفيق فقط از جانب خداوند است.