ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٧ - شرح
عبد اللّه بن كفرّا و به هنگام پيكار با آنها فرماندهشان عبد اللّه بن وهب راسبى بود امام (ع) در نهروان به سمت آنها رفت، خطبهاى ايراد كرد و آنها را پند داد و فرمود: «ما خانواده نبوّت و پايگاه رسالت، و جايگاه نزول فرشتگان و اساس و اصل بخشش و رحمت و كان دانش و حكمت، اى گروه، من شما را از كيفر خداوند، بيم مىدهم و بر حذر مىدارم و ...»
امام (ع) بيانات خود را در ارشاد آنها بدين طريق ادامه داد ولى آنها نپذيرفتند! در روايتى آمده است كه پس از پايان كارزار و نبرد با خوارج حضرت، جستجوى زيادى را براى پيدا كردن كشته «ذو الثّديه [١]» انجام داد و مرتّبا مىفرمود:
نه رسول خدا به من دروغ گفته و نه من به شما دروغ مىگويم، جسد او را جستجو كنيد، به يقين جزو كشتگان است. فراوان گشتند، تا سرانجام او را در زير كشتههاى ديگر يافتند، او مردى بود، با دست ناقص، كه مانند پستان زنان در روى سينهاش قرار داشت و بر آن موهايى شبيه سبيل گربه، روييده بود. با ديدن جسد وى امام (ع) تكبير گفت و حاضران با آن حضرت تكبير گفتند. با روشن شدن حقيقت و صدق كلام رسول خدا (ص) همگان شاد شدند.
خلاصه اين خطبه و اين فصل از سخن مولا امير المؤمنين (ع) در برحذر داشتن خوارج از هلاكت ايراد گرديده، بدين توضيح كه آنان براى مخالفتشان دليلى روشن و برهانى محكم از طرف پروردگارشان نداشتند تا بدان بر حق بودن ادّعايشان را استدلال نمايند و با تكيه بر آن استدلال با امام (ع) بجنگند. با نداشتن حجّت و دليلى از جانب خداوند است، كه بايد از محروم ماندن سعادت دنيا و آخرت بر حذر و هراسناك باشند.
[١] صبحى صالح در نهج البلاغه خود مىگويد: رئيس خوارج حرقوص بن زهير سعدى بود كه بوى ذو الثّديه مىگفتند.