ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٨٣ - ٢
محال؛ زيرا تصوّر نفع و ضرر براى خداوند منجر به دو امر محال مىشود: اوّل نيازمندى و امكان، دوّم محدود شدن خداوند در بخشش وجود، با اين كه قدرت ذات حق تعالى نامحدود است. اين حقيقت را امام (ع) بدين عبارت توضيح داده و فرموده است: «افزايش و نقصان در حق خداوند روا نيست تا فرقى ميان او و آفريدگانش باشد.» انسان بخشنده به اين دليل دچار كمبود مىشود كه خود به آنچه مىبخشد نيازمند است و از آن سود مىبرد، و باز به همين دليل انسانى كه از بخشش خوددارى كند مورد نكوهش است، نه خداوند، زيرا خداوند اگر از بخشش خوددارى كند مطابق نظام حكمت و عدالت رفتار مىكند. ولى غير خداوند اگر از بخشش خوددارى كند، اكثرا بدليل پيروى از حرص و يا هواى نفس است.
بايد توجّه داشت، اين كه هر بخشندهاى با بخشش كمبود پيدا مىكند، قضيّه موجبه كليّه است و صدق آن (براى هر عاقلى) روشن است و نيازى به توضيح بيشتر ندارد، امّا كليّت اين قضيّه كه هر خوددارى كننده از بخشش جز خداوند مورد ملامت است، نياز به استدلال و برهان دارد، و تحقيق آن اين است كه خوددارى كننده از بخشش مال، ترس از فقر و يا امورى از اين قبيل او را از بخشش باز مىدارد، و بخوبى روشن است آن كه در دنيا از فقر مىترسد، دنيا را دوست مىدارد و با بندگانى كه توكّل بر خداوند دارند و از متاع دنيا و زيباييهاى آن زهد مىورزند فاصله زيادى دارد.
با توجّه به اين كه انسان وظيفه دارد و مأمور است كه در دنيا زهد پيشه كند و از جمله زاهدان باشد، وقتى كه دنيا دوست بود سزاوار مذمّت و ملامت شود، چه بدليل همين دنيا خواهى از بذل مال، خوددارى كرده است. و همين مال از توجّه به جمال خداوند كريم او را باز داشته و حجاب توجّه او گرديده است. با توضيح فوق صدق قضيّه كليّه فوق (هر خوددارى كننده از بخشش جز خداوند