ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠٧ - قوله عليه السلام و لا تقدر عظمة الله على قدر عقلك فتكون من الهالكين؛
«بر انگيخته شدهام تا به اندازه عقل مردم با آنها صحبت كنم» هر عقلى فراخور توان خود از حجابهاى غيب را كنار مىزند. و فراتر از آن ناتوان است و اعتراف به عجز دارد، تكليف چنين كسى همان مقدارى است كه بتواند رفع حجاب كند، و به همين نسبت از راسخين در علم به حساب مىآيد.
با اين توضيح، راسخ در علم مرتبه واحدى كه عبارت از تقليد ظواهر شريعت و اعتقاد به صحّت آنها باشد، نيست. بلكه پيروى از ظاهر شريعت اولين مرتبه از مراتب رسوخ در علم مىباشد. و در وراى اين مرتبه، بر حسب مراتب سلوك و نيرومندى سالكان بر رفع حجاب انوارى كه بدان اشاره كرديم، مراتب بى نهايتى است. سخن امام (ع) نيز با آنچه ما گفتيم نه تنها منافاتى ندارد، بلكه بر آن وجهى كه شرح كرديم صدق كلّى دارد. و بر اين كلام امام (ع) كه فرمود: «ترك تعمّق در مواردى كه بر تحقيق آن مجاز نيستند رسوخ در علم ناميده مىشود» هم صدق مىكند؛ زيرا كسى كه بعضى از مراتب سلوك را پيموده باشد و از پيمودن مقام فراتر باز مانده و ذهن خود را از تعمّق در مراحل غير مجاز منصرف داشته است و از موضوعى كه بدليل ناتوانى از كشف، مكلّف به بحث از آن نيست باز ايستد، راسخ در علم است، (چون مقام خود را شناختن و يا فراتر ننهادن رسيدن بمقام دانش حقيقى است).
(١٥٨٦٦- ١٥٨٦٤)
قوله عليه السلام: فاقتصر على ذلك:
يعنى بر آنچه كه كتاب عزيز بدان ناطق، و سنت رسول (ص) بر آن دلالت دارد، و پيشوايان هدايت دين بدان ارشاد مىنمايند بسنده كن.
(١٥٨٧٨- ١٥٨٦٧)
قوله عليه السلام: و لا تقدّر عظمة اللّه على قدر عقلك فتكون من الهالكين؛
يعنى آن كه عظمت خدا را با خرد خود اندازهگيرى كند، اعتقادش اين خواهد بود، كه عقلش مىتواند خداوند را درك نمايد و علمش بر او احاطه داشته باشد! چنين كسى با عقل ضعيف و ناتوان خود عظمت خدا را كوچك مىنمايد