ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٥٠ - شرح ( ٩٠٨٢ - ٩٠١٦ )
كرد، و ستايشگر را از ستايش ساكت نمود، و اين كنايه از مربوط كردن پستى و رذيلت مصقله است با فضيلت او، چنان كه گويا ميان اين دو هدف جمع كرده است. بدان سان كه در باره جدايى سريع دوستان از يكديگر، گفتهاند: اجتماع نكردند مگر آن كه متفرق شدند. يعنى به دليل سرعت جدايىشان، گويا روزگار بين اجتماع و افتراقشان جمع كرده بود.
٢- مثال دوّم حضرت كه توصيف كننده او هنوز تصديقش نكرده بود كه ملامتش كرد. توضيح اين مثال مانند توضيح مثل فوق است بنا بر اين تكرار نمىكنيم.
بدنبال ذكر اين دو مثال امام (ع) فرمودهاند: اگر مصقله فرار نكرده ايستاده بود، هر مقدار از پانصد هزار درهم را كه مىتوانست مىپرداخت. پس از آن كه حضرت به اشتباه مصقله اشاره مىكند. سخنى را مىفرمايند كه بتواند جواب بهانه تراشيهايى باشد كه احتمالا از ناحيه وى مطرح مىشود، و آن بهانه جوييها مىتواند چنين باشد، گمان ما اين بود كه در باره پرداخت الباقى پانصد هزار درهم، مورد تعقيب قرار گيريم، بهمين دليل از انجام وظيفه فرار كرديم.
در برخى از روايات، بيان حضرت اين است: اگر مصقله فرار نمىكرد، آنچه در توان داشت مىگرفتيم و اگر پرداخت مقدار وجه برايش دشوار بود مهلتش مىداديم و اگر نمىتوانست بپردازد از او چيزى نمىگرفتيم ولى عبارت اول از اين روايت مشهورتر است. توفيق از ناحيه خداوند است.