ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٥٦ - شرح ( ١٥١٧٣ - ١٥٠٨٩ )
آورده است. لفظ «اصفرار» (زردى) كنايه از دگرگونى زيبايى و خوشيهاى مردم عرب در آن روزگار است؛ زيرا زندگى اعراب به هنگام بعثت بيرونق و خوردنيهاشان زبر و خشن بود و چنان كه درخت زيباييهايش را با زرد شدن برگهايش از دست مىدهد، و بيننده از نگاه آن لذتى نمىبرد، اعراب از زندگى خود لذّت نمىبردند.
منظور امام (ع) از نااميدى در چيدن ميوه، قطع شدن آرزوى عرب از رسيدن به حكومت و دولت و دستيابى به زيباييهاى آن مىباشد.
لفظ «ماء» در عبارت امام (ع) كنايه از مواد اوليه كالاى دنيوى و چگونگى بهره بردن از خوشيهاى آن است. فرو رفتگى آب و در دسترس نبودن آن، به معناى نبود سرمايه اوّلى و كنايه از ناتوانى آنها در تجارت و نبودن كسب و كار و عدم حاكميت بر اداره شهرهاست، گرفتارى اعراب به تمام اين مشكلات، به سبب نظام غير عادلانهاى بود كه در ميان آنها رواج داشت.
واژههاى «ورق»، «ثمرة» و «ماء» در كلام حضرت استعاره بالكنايه به كار رفتهاند، وجه شباهت و استعاره «ورق» براى سر سبزى زندگى اين است: چنان كه برگ براى درخت زيبايى بحساب مىآيد و براى آن كمال شمرده مىشود، لذّتهاى دنيا و خوشيهاى آن، براى دنيا زينت است. و چنان كه غالبا مقصود از درخت و فايده آن ميوه است، براى بيشتر مردم فايده مطلوب دنيا، زندگى دنيوى و سود بردن از منافع آن مىباشد. و چنان كه مادّه اساسى براى درخت و زندگى آن آب مىباشد، بقا و طراوت درخت به آب بستگى دارد، خوشيهاى زندگى و لذّت آن به كسب و تجارت و صفت، مربوط است. با اين كه اعراب در روزگار بعثت، كسب و تجارت و صنعت خوبى نداشتند.
جهت استعاره و تشبيه در ديگر الفاظ كلام امام (ع) بخوبى آشكار است و نيازى به تكرار نيست.
٩- نشانههاى هدايت در ميان مردم به كهنگى و فرسودگى گراييده بود.