ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢٨ - قوله عليه السلام فاتقو الله الى قوله مقامه
آمادگى شنيدن موعظه را داشته باشد، و در برابر دستورات خداوند خاضع و خاشع شود.
٢- تقواى كسى كه، به گناهكارى خود اعتراف دارد و به درگاه حق تضرّع و زارى مىكند.
٣- تقواى كسى كه، از خداوند ترسناك است، و اين ترس زبان او را از گفتار باز مىدارد و موجب عمل شايستهاى كه اسباب نجات او را فراهم كند، مىشود.
٤- تقواى كسى كه، از كيفر پروردگار پرهيز دارد، و مبادرت به طاعت و فرمانبردارى خداوند مىكند.
٥- تقوى كسى كه، به مرگ و ملاقات خداوند يقين دارد، اعمال نيك انجام داده و آن را براى رضاى حق تعالى خالص مىگرداند.
٦- تقواى كسى كه، از امور عبرتزا عبرت مىگيرد و آن را نردبان انديشه خود براى رسيدن به آگاهى امور لازم قرار مىدهد.
٧- تقواى كسى كه، از خشم و كيفر حق تعالى رنج مىبرد و از گناه و معصيت دورى مىجويد.
٨- تقواى كسى كه، دعوت كننده خداوند را اجابت كرده، به سوى حق بازگشته و فرمانبردار اوامر او مىشود.
٩- تقواى كسى كه، به عقل و انديشه خود رجوع كرده و از آن بر عليه شيطان و نفس امّاره فرمان دهنده ببدى مدد گرفته، و از پيروى نفس و شيطان سر باز مىزند.
١٠- تقواى كسى كه، به انبيا و اولياى الهى اقتدا مىكرده، و بوسيله آنها هدايت مىيابد، و در همه اوّضاع و احوال از آنها پيروى كرده، از قصد آنها تبعيّت مىكند، و كارهايش را مطابق كار انبيا انجام مىدهد.