ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٧ - اگر منظور حضرت، از فابدلنى بهم خيرا
الف: صفت تفضيلى «شرّ» در فرموده آن حضرت، چنان كه گاهى براى افضليت است گاهى هم براى فضيلت به كار مىرود، يعنى شرا معنى صفت تفضيلى را ندارد؛ با توجّه باين معنى، مظمون كلام آن بزرگوار اين است، كه خداوند به جاى من، كسى كه وجودش شرّ است بر آنها مسلّط گردان.
ب: مقصود از «شرّا» همان صفت تفضيلى باشد امّا نظر به اعتقادى كه آنها در باره آن حضرت داشتند؛ اعتقاد آنها كه وجود مبارك امام (ع) شرّ است دليل بر شر بودن حضرتش نمىشود بنا بر اين فرموده حضرت، روشنگر انديشه آنهاست، نه بيان واقعيت امر. به اشكال دوّم، نيز به دو طريق پاسخ دادهاند:
١- دعاى حضرت، كه خداوند، بدتر از آن جناب را بر آنها مسلط گرداند، به صلاح كامل كوفيان بود، بنا بر اين، از آن بزرگوار چنين دعايى، پسنديده است.
امّا اين دعا كه عليه كوفيان است چگونه به صلاح آنها بود، به دو صورت قابل توجيه و توضيح است:
الف: اين دعا در حضور كوفيان و آشكارا، از بزرگترين عوامل توجّه آنها به سوى خداوند متعال مىباشد، و اين مصلحت روشن غير قابل انكارى است.
ب: پذيرفته شدن نفرين حضرت، و جانشين شدن فردى شرور، به جاى آن بزرگوار، كوفيان را متوجّه فضيلت و شرافت آن امام همام مىنمود، و به آنها خاطرنشان مىكرد، كه تمام اين بلاها، به دليل ترك فرامين و دستورات الهى بوده است بنا بر اين از مسير ستمگرى و تباهكارى به راه هدايت و سعادت برخواهند گشت. اين رنج و عذاب، نتيجه عمل آنها و از جانب خداوند است.
٢- نفرين آن حضرت شايد براى اين بوده است، كه يقين داشته است، اميدى در آينده به اصلاح آنها نيست، هر آن كس كه اميدى به درستى و صلاحش نباشد، در نظام جهان هستى، ايجاد فساد مىكند، و چون اين امر مخالف خواست خداوند است. عدم چنين كسانى، از وجودشان بهتر است. بنا بر اين