سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٩١ - عرفان شريعتگريز چرا و چگونه؟
مهيّج و رقص و وجد، تبديل گرديد ...». [١]
سپس مرحوم علامه با درك و درد دين و صراحت و صداقت انحراف در برخى از اقليّت شيعه در خصوص عرفان و سلوك نيز فرمودند: «سخن ما اگرچه در مسيرى بود كه طريقت عرفان در ميان اكثريت اهل سنّت نموده بود و جهات نقص و فسادى را توصيف مىكرديم كه قوم گرفتار آن شده بودند، ولى نمىتوان انكار كرد كه اقليّت شيعه نيز به همين درد، مبتلا شده است و اتّحاد محيط، با تأثير قهرى و جبرى خود، همين فساد را به داخل جمعيت اهل طريقت از شيعه نيز انعكاس داده است ...». [٢]
آرى ناگفته نماند كه تحولات اجتماعى و سياسى نيز در انزواگرايى، زهدورزى، خلوتگزينى، سلوك باطنى تأثير گذاشته و بتدريج درونگرايان و خلوتگزيدگان اصول و مبانى علمى و عملى و آداب و رسوم خاصى را براى خويش ايجاد كرده و طبقهاى ويژه را بوجود آوردند و به تئوريزه كردن تفكيك عرفان و سلوك از جامعهگرايى و برونگرايى و جداشدن از هر سياست و حكومتى پرداختند و اينك به نام اقطاب خويش «ولايت» را مورد تهاجم قرار داده و حتى فقه و مرجعيت و تقليد را زير سؤال بردند آنانى كه مقلدپرورى و مريدسازى و قطبمدارى كار اساسى آنان است وقتى وارد عرصه سياست و مديريت جامعه اسلامى مىشوند به نفى و نقد سلبى همه ارزشهاى ولايى مىپردازند و شايد برخى جريانها و فرقهها مثل گذشته معلول سياستبازى سياستبازان باشند و ابزار دست شيّادان تفرقهانداز كه تز جدايى دين از سياست را تبليغ و ترويج مىكردند امروز تئورى تفكيك عرفان از سياست، عرفان از فقه و شريعت، سلوك از ولايت و امامت و ... را مطمحنظر خويش نهادهاند، و دامى ديگر بر سر راه نسل جوان جوياى معرفت و معنويت نهادهاند كه اگر با رهيافتى تاريخى به مقوله عرفان و تصوف در قرون متمادى بپردازيم و برخى
[١]. طباطبايى، شيعه محاضرات و مكاتبات علامه با هانرى كربن، ص ٢٤٦، چ چهارم، سال ١٣٨٢.
[٢]. همان، ص ٢٤٦- ٢٤٧.