سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٠٧ - «مراقبه»
خارج از تن وى است اثر كند بر طريقى كه صلاح خلق در آن باشد يا فسادى نبود در آن.
سوم آنكه چون از علوم كه عموم خلق را به تعليم حاصل مىشود وى را تعلّم از باطن خويش حاصل شود. و آن را «علم لدنى» گويند چنانكه حق تعالى گفت:
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً.[١]
بههرحال مراقبت پايه و مايههاى اصلى «ولايتشناسى» و «ولايتيابى» است يعنى بتدريج در اثر مراقبت عقل و دل و ظاهر و باطن انسان سالك مظهر «ولّى» كه از اسماى حسناى الهى است مىشود.
البته ناگفته نماند به تعبير مرحوم آية الحق و العرفان و سند الايقان آيت اله قاضى طباطبائى ; مراقبت دو نوع است:
صغرى: محاسبه نفس است دو جهت صدور گناه و خطا حتى ترك مستحبات و ارتكاب مكروهات يا مراقبت عوام (عام) كه مراقبت در دورى از رذائل و پليديها و گناهان و انجام واجبات الهى است.
كبرى: دوام ذكر و توجه و عدم غفلت از اللّه يا مراقبت خواص (خاص) كه از هر چيزى كه انسان را از خدا دور مىكند دورى كردن يعنى «باطن» را از هر رجس و رجز و گناهى تطهير كردن و از مكروهات پرهيز و از مشتبهات گريزان بودن و اهتمام به نوافل و مستحبات داشتن.[٢]
و به تعبير امام محمد غزالى در كيمياى سعادت «مراقبت» كه به معناى پاسبانى و نگهداشتن است و خود را در محضر بلكه حضور الهى ديدن است بر دو وجه است:
١- مراقبت صديقان كه در ايشان به عظمت حق تعالى مستغرق بود و در هيبت وى
~hr /~[١] - كيمياى سعادت ج ١ ص ٥١- ٥٠ چاپ پنجم به تصحيح احمد آرام، انتشارات گنجينه.
[٢] - هفتهنامه پرتو، سال دوم ش ١٠١ و ١٠٥ ستون پرتو راز حكمت.