سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٥١ - ضمايم
خلق مرتبطاند و جهت ظاهر و خلقى دارند و شريعت انبياء در كمال و حيطه و تماميت و سعه و اطلاق و تقييد و عموم و خصوص، تابع مقام ولايت آنهاست ...[١] و چنانكه گذشت راه «ولايت» كه باطن نبوّت است باز است نه بسته و از ديدگاه علامه طباطبايى ; با «شناخت نفس» شروع و با فناى انسان در وجود سرمدى خداى سبحان استمرار مىيابد و اين دو امر يعنى شناخت نفس و فناى انسان در خدا كه نتيجه شناخت واقعى روح است «معناى ولايت» را تشكيل مىدهد و انسان فانى در خدا تحت ولايت خداست.[٢]
و به تعبير علامه حسنزاده آملى: «ولىّ فوق نبى و رسول است، يعنى در شخص واحد، يعنى اينكه اين رسول از آن حيث كه «ولىّ» است مقام ولايت او اتمّ است از آن حيث كه نبىّ و رسول است. نه اينكه ولىّ تابع رسول اعلاى از رسول باشد. زيرا هيچگاه تابع، متبوع خود را در آن چيزى كه تابع اوست ادراك نمىكند چه اگر ادراك كند، تابع نمىباشد.»[٣]
يا فرمود: ولايت اعم از نبوت و رسالت است چه نبوت ولايت است با خصوصيتى و رسالت نبوّت است با خصوصيتى مقصود چنين خواهد بود كه رتبه خاصى را كه ولايت مطلقه حاوى آن و ديگر مراتب است از نو محو مىشود يعنى ولايت در نبوت، پس دانسته مىشود كه نبىّ اعلاى از ولىّ است كه نبوت و رسالت تشريع نزد او نيست.[٤] نتيجه آنكه:
١. ولايت باطن نبوّت است؛ ٢. ولايت اعم از نبوت و رسالت است؛ ٣. رسالت نبوّت است با خصويتى؛ ٤. نبىّ اعلاى از ولىّاى است كه نبوت و رسالت تشريع
~hr /~[١] - ر. ك: شرح مقدمه قيصرى، ص ٨٦٣- ٨٦٤، سيد جلال الدين آشتيانى، چ اول، ١٣٦٥، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم.
[٢] - ر. ك: جوادى آملى، شمس الوحى تبريزى، ص ٢٨٠- ٢٨٧، چ اول، ١٣٨٦، قم، مركز نشر اسراء.
[٣] - ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، ص ٣٤٢.
[٤] - همان، ص ٣٤٤.