سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٨٣ - ب) عرفان شريعتگرا و شريعتگريز
عرفا معتقدند كه باطن شريعت «راه» است و آن را طريقت مىخوانند و پايان اين راه «حقيقت» است يعنى «توحيد» كه پس از فناى عارف از خود حاصل مىگردد و همان مصالح و حقايقى كه فقها براى شريعت قائل هستند عرفا نيز معتقدند اما مىگويند كه مصالح و حقايق از نوع «منازل و مراحل» هستند كه انسان را به مقام قرب الهى و توحيد ناب مىرسانند. [١] به تعبير نجم الدين رازى: «شريعت را ظاهرى است و باطنى. ظاهر آن اعمال بدنى و باطن آن اعمال قلبى و سرّى و روحى است و آن را «طريقت» گويند. [٢]
و امام خمينى ; در نسبت شريعت، طريقت و حقيقت فرمودند: «... طريقت و حقيقت جز از طريق شريعت حاصل نمىشود و اين «ظاهر» است كه طريق براى «باطن» بوده و بلكه ظاهر غيرقابل انفكاك از باطن مىباشد. بنابراين اگر كسى با مداومت بر اتيان اعمال ظاهرى (شرع) و تبعيّت از تكاليف الهى به «باطن» دست نيافت بايد بداند آنطور كه شايسته و بايسته بوده بر انجام وظايف ظاهرى قيام ننموده ولكن هركس كه بخواهد جز از طريق ظاهر به باطن دست يابد، از نورانيّت الهى بهرهاى نبرده است، همچون بعضى از عوام صوفيّه» [٣] آيت اللّه غروى در اين زمينه چه سروده رسايى را به يادگار نهادهاند:
|
اگر مشتاق جانانى مكن جانا گرانجانى |
در اين ره سر نمىارزد به يك ارزن ز ارزانى |
|
|
به آداب شريعت بند كن ديو طبيعت را |
به اقليم حقيقت چون چنين كردى مسلمانى [٤] |
[١]. ر. ك: مطهرى، آشنايى با علوم اسلامى، بخش عرفان، ص ١٩٣- ١٩٤.
[٢]. رازى، نجم الدين، مرصاد العباد، ص ١٦٢.
[٣]. خمينى، روح اللّه، تعليقات على شرح فصوص الحكم و مصباح الانس، ص ٢٠١، به نقل از جوادى آملى، بنيان مرصوص، ص ١٤٩.
[٤]. غروى كمپانى.