سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٧٣ - ج) راههاى دستيابى به مرگ ارادى
|
بمير اى دوست پيش از مرگ، اگر مى زندگى خواهى |
كه ادريس از چنين مردن، بهشتى گشت پيش از آن |
|
پس متعالى كردن روح و دل كندن از ظواهر فريبنده دنيا و خويشتن را به دست دوست سپردن عامل زنده نگه داشتن انگيزه، انديشه، اخلاق و اعمال انسان است و روح را به اهتزاز در مىآورد و روحى چنين قدرتمند قدرت تصرّف بر طبيعت و انقطاع از بدن طبيعى را دارا خواهد شد كه:
|
گر پيشتر از مرگ طبيعى مردى |
بر خور كه بهشت جاودانى بردى |
|
|
ور زانك در اين شغل قدم نفشردى |
خاكت بر سر كه خويشتن آزردى |
|
شيخ شهاب الدين سهروردى نيز گويد: «چون ديده اندرونى گشاده شود، ديده ظاهر برهم بايد نهادن و لب برهم بايد بستن و اين پنج حس ظاهر را دست كوتاه بايد كردن و حواس باطن را در كار بايد انداختن تا اين بيمار، چيزى را اگر گيرد به دست باطن گيرد و اگر بيند به چشم باطن بيند و اگر شنود به گوش باطن شنود و اگر بويد به شمّ باطن بويد و ذوق وى از حلق جان باشد، چون اين معنا حاصل آمد پيوسته مطالعه سرّ آسمانها كند و از عالم غيب هر زمان آگاهانيده شود و آنگاه خود بيند، آنچه بيند و بايد ديگران، از آنچه كه در نظر وى آن حكايت نتوان كردن الّا كه به ذوق توان دانستن.»[١]
ج) راههاى دستيابى به مرگ ارادى:
چونكه دانسته شد مرگ ارادى چيست و انواع آن كدامند و امكان وقوع عقلى داشته و تجربه شونده و دست يافتنى است پرسش اين استكه از چه راههايى مىتوان به مرگ ارادى رسيد؟ آيا مرگ ارادى در انحصار افراد، طبقه يا گروه خاصى است؟ در
~hr /~[١] - سهروردى، شهاب الدين، روزى با جماعت صوفيان، ص ١٧ و ١٨.