سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٧١ - ب) امكان يا امتناع مرگ ارادى
ديدگان او پاى خود را به قبله كشيده و به پشت خوابيد و گفت: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» و از دنيا رحلت كرد، و گوئى هزار سال است كه مرده است.
حكيم هيدجى مضطرب شد. خدايا اين بلا بود كه امشب بر ما وارد شد؟ حكومت ما را چه مىكند؟ مىگويند مردى را در حجره برديد، غريب بود و او را كشتيد و سمّ داديد يا خفه كرديد.
بىخودانه دويدم و طلّاب را خبر كردم، آنها به حجره آمدند و همه متحيّر و از اين حادثه نگران شدند. بالأخره بنا شد خادم مدرسه تابوتى بياورد و شبانه او را به فضاى شبستان مدرسه ببرند تا فردا براى تجهيز او و استشهاد آماده شويم، كه ناگاه پيرمرد از جا برخاست و نشست و گفت: بسم اللّه الرحمن الرحيم. و سپس رو به هيدجى كرده و لبخندى زد و گفت: حالا باور كردى؟ هيدجى گفت: آرى باور كردم، به خدا باور كردم، امّا تو امشب پدر مرا درآوردى، جان مرا گرفتى!
پيرمرد گفت: آقا جان! تنها به درس خواندن نيست، عبادت نيمه شب هم لازم دارد، تعبّد هم مىخواهد ...»[١] پس علم و ايمان و عمل صالح مىخواهد و تعقل و تعبّد، فكر و ذكر، قال و حال، علم الدراسه و علم الوراثه، تحصيل و تزكيه نفس توأمان لازم است تا «روح مجرد انسان» به «تجرّد» برسد و غبارزدايى تن نمايد و پردهبردارى از «روح» شود كه «مرگ ارادى» تحقق يابد لذا راهكارهاى مرگ ارادى از جنس و سنخ ديگرى است كه با كتاب و كتابخانه، دانايى و اين در و آن در زدن حاصل نمىگردد بلكه با «دارايى» و از خانه خوديّت خارج شدن ممكن الوصول است كه اگر انسان سه اصل: ١. معرفت نفس، ٢. محاسبه نفس ٣. و مراقبت نفس داشته باشد راهى به سوى موت ارادى به روى او باز مىشود و مرگ ارادى ممكن است نه ممتنع لكن از راه خود و با مكانيسم و سازوكار و شرط لازم و كافى مخصوص خود بايد واقع شود و امام
~hr /~[١] - حسينى تهرانى، اللّهشناسى، ج ١، ص ١٠٥- ١٠٦.