سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٣١ - مقامات و مراحل سير و سلوك بر محور آموزههاى ناب اسلامى
شده و ستبرى قلب او نرم شده و برقى بسيار پرفروغ براى او درخشيده و راه براى او روشن شده و او را به مسير حق حركت داده و از درى به درى برده است تا او را به سلامت و خانه اقامت كشانده و پاى او در قرارگاه امن و آسايش استوار گرديده، زيرا انسان عارف قلب خود را در معرفت حق به كار بسته و پروردگار خويش را راضى كرده است.»[١]
شگرف و شگفتزاست كه با وجود چنين منابع عميق، انيق و دقيقى دنبال منابع غير اسلامى و شبه عرفانها و جريانهاى رياضتمدارانه يوگائى، تائويى، ذن بوديسم و ... مىرويم.
اگر مرد ميدان سير و سلوك هستيم راه همين است كه قرآن و نهج البلاغه در پيش روى ما نهاده است و شريعت اسلام كه عمل به آن با آگاهى و اخلاص رياضت دائمى از بدو و آغاز ورود به اسلام تا لحظه مرگ خواهد بود و ما را به منزل مقصود و كعبه آمال مىرساند چه اينكه شريعت نيز ظاهر و باطن و مراتب و درجات دارد اما كو آن همت! بالاخره، از تو حركت و از خدا بركت. در مطالب قبلى ديدهايم كه على ٧ «حال» و «مقام» يا بارقههاى الهى و جذبه ربوبى را در طى منازل و مراحل سلوكى چگونه ترسيم نمودهاند و هرگاه اين خطبه را با خطبه ديگرش كه به تفسير آيه رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ[٢] پيوند زده و باهم به شناخت و ارزيابى آن بپردازيم مىبينيم كه مقامات معنوى و منازل سلوكى و اوصاف مردان خدا و اصحاب فترت چگونه با شيوايى و شيرينى تفسير شده است.[٣] كه به تعبير استاد علامه طباطبايى ; در آيه ٣٧ سوره نور «ذكر الهى» در قبال «نماز» قرار گرفته و به اين معناست كه مراد از ذكر الهى، ذكر قلبى در مقابل نسيان و غفلت از خداوند است و آن
~hr /~[١] - ترجمه خ ٢١٠ نهج البلاغه، مرحوم دشتى.
[٢] - نور، آيه ٣٧.
[٣] - خ ٢١٣ نهج البلاغه، فيض الاسلام.