سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٥٦ - ضميمه ١ توحيد عرفانى
موقن را يقين شود كه در وجود جز بارى تعالى و فيض او نيست و فيض او را هم وجود به انفراد نيست پس نظر از كثرت بريده كند و همه يكى داند و يكى بيند پس همه را يكى كرده باشد، در سرّ خود از مرتبه «وحده لا شريك له فى الالهيه» بدان مرتبه رسيده كه «وحده لا شريك له فى الوجود». در اين مرتبه ما سوى الله حجاب او شود و نظر به غير الله شرك مطلق شمرد و به زبان حال گويد: «إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ.»[١] و[٢]
يا شيخ مصلح الدين سعدى نيز مسأله مهم «وحدت شخصى وجود» يا «وحدت وجود» و به معنايى «وحدت شهود» كه البته مرتبهاش مادون وحدت وجود است را چنين ترسيم و تصوير مىنمايد:[٣]
|
ره عقل جز پيچ در پيچ نيست |
بر عارفان جز خدا هيچ نيست |
|
|
توان گفتن اين با حقائقشناس |
ولى خورده گيرند اهل قياس |
|
|
پس اين آسمان و زمين چيستند |
بنى آدم و ديو و دد كيستند |
|
|
عظيم است پيش تو دريا به موج |
بلند است خورشيد تابان به اوج |
|
|
همه هرچه هستند از آن كمترين |
كه با هستىاش نام هستى برند |
|
|
چو سلطان عزت علم بركشد |
جهان سر به جيب عدم در كشد» |
|
گرچه در باب وحدت شهود و وحدت وجود ابحاث عميق و وسيع فلسفى و عرفانى موجود است كه قابل احصاء نيست و فهم و درك و تبيين آن به حقيقت بسيار دشوار است و از مسائل غامض و بسيار پيچيده و پردامنه حكمت و عرفان وحدت وجود است كه تنها مؤمن ممتحن[٤] به مقام فهم و شهود آن نائل مىشود و لا غير.
و مرحوم سيد حيدر آملى آن عارف اهل بيت در كتاب «اسرار الشريعه و اطوار
~hr /~[١] - سوره انعام- ٧٩.
[٢] - اوصاف الاشراف، ص ١٥٦.
[٣] - جوادى آملى، عبد الله، تحرير تمهيد القواعد، ص ٤٧، انتشارات الزهرا، چاپ اول؛ سيد محمد حسين حسينى تهرانى، اللهشناسى، ج ٢، ص ٢٥٢.
[٤] - جامع اسرار، ص ٤٠ و ٤١.