سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٣٠ - مقامات و مراحل سير و سلوك بر محور آموزههاى ناب اسلامى
نفس به بركت صفا و صيقلى روحى از زنگارها و دلبستگىها تحتتأثير جاذبههاى كمال مطلق قرار گيرد و جذبه عشق به حق را در باطن وجودش عمق ببخشد تا به مرحلهاى برسد كه رفته، رفته و تدريجا در پرتو انوار معشوق و محبوب سرمدى خود را فانى ساخته و از من و ما به درآيد و به مقام بيخودى برسد كه اين مرحله را فنا گويند و خود سه درجه دارد:
١. فناى فعلى
٢. فناى صفاتى
٣. فناى ذاتى
تا پس از طى مراحل يادشده «شربت شهود» را بنوشد كه به تعبير على ٧:
«خداوند شربتى را نصيب اولياى خويش مىكند كه هرگاه از آن بنوشند مدهوش گردند، وقتى مدهوش شدند به وجد و حال آيند، وقتى به وجد در آمدند پاكيزه گردند، وقتى پاكيزه شدند خالص مىگردند و هرگاه خالص شدند حق را مىطلبند، وقتى حق را طلبيدند، مىيابند، وقتى يافتند به وصال او نايل شده و به حق مىرسند، آنگاه است كه محب در محبوب خويش كاملا فانى مىگردد.»[١]
و چه زيبا و درخشنده امير مؤمنان ٧ و رهبر عارفان در توصيف سالكان و اولياى حق گذر از خود تا خدا و عبور از ماده تا معنا و ملك تا ملكوت و فوق آن را ترسيم و تصوير كردهاند آنجا كه فرمود: «قد أحيا عقله و أمات نفسه، حتّى دق جليله و لطف غليظه و برق لامع كثير البرق فأبان الطّريق و سلك به السّبيل، و تدافعته الابواب الى باب السّلامة و دار الاقامه و تثبّت رجلاه بطمأنينة بدنه فى قرار الامن و الرّاحة بما استعمل قلبه و أرضى ربّه؛ عارف راستين كسى است كه عقل خويش را زنده كرده و تمام هواهاى نفسانى را با رياضت و بندگى حق ميرانده است، تا جايى كه اندام درشت او باريك
~hr /~[١] - سيد حيدر آملى، جامع الاسرار و منيع الانوار، اصل اول، قاعده ٤، صص ٢٠٥ و ٣٦٣.