سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢١٠ - مصداق ختم ولايت كيست؟
محمديه اطلاق مىشود كه آنان با تفصيل و تفسير مفهومى و مصداقى ياد شده گره از كار فروبسته و ابهامهاى موجود در كلمات ابن عربى و مقوله ختم ولايت را باز كردهاند. و مرحوم آقا محمد رضا قمشهاى تصريح مىكند:
«امير مؤمنان، على ٧ خاتم اولياست، به ولايت مطلقه محمديه به اطلاق اول و خاتم ولايت مقيّده محمديه است به اطلاق ثانى.
و عيسى بن مريم خاتم ولايت مطلقه است به اطلاق ثانى و معنا ندارد كه ابن عربى خاتم ولايت مقيّده محمّديه باشد به اطلاق اول و مهدى موعود (عج) خاتم ولايت مطلقه باشد به معنى اوّل و خاتم ولايت مقيّده باشد به معنى دوم.[١]
عارف حكيم و حكيم عارف آقاى محمد رضا قمشهاى با عطف توجه به حديث «اوّلنا محمد و آخرنا محمّد و وسطنا محمّد، كلّنا محمّد ٦ و تفسيرى كه از آن ارائه مىدهد اختلاف و تناقض ظاهرى در اينكه خاتم ولايت محمديه ٦ را على ٧ معرفى مىكند و سپس مىگويد خاتم ولايت، مهدى منتظر ٧ مىباشد را از باب اينكه همه امامان هدايت و نور، «نور واحد» و حقيقت واحد از نظر ذات و صفاتاند و تنها اختلاف آنها در شئون و ظهورات برحسب اقتضاى اوصاف و حكمت بالغه الهيه است را حل كرده است و در باب حضرت عيسى ٧ نيز نوشتهاند: «ولايت الهيّه محمديّه وقتى از مقام مواقف وجوب به منازل امكان، نازل شود، نخستين منازل آن مقام «روح الهى» است كه مقام عيسى بن مريم ٧ مىباشد و دليل آن قول خداى تعالى است كه: وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ[٢]. پس عيسى ٧ روح خدا و ولىّ او- به دليل قرب او به حق- و ختم اوليا در كون است، زيرا در عالم شهادت كسى از او به خدا نزديكتر نيست، زيرا آن بزرگوار «فاتحه وجود» است و كسى كه فاتحه وجود است، خاتمه وجود نيز هست. ولايت او در نبوّت او مستور است، زيرا عالم شهادت با عالم
~hr /~[١] - مجموعه آثار حكيم صهبا، ص ١١١- ١٢٩.
[٢] - نساء، ١٧١.