سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٦٤ - چيستى مرگ ارادى
او گردد.[١] بنابراين «روح» بوسيله «مرگ» به عالم مجردات نزديك شده و از عالم ماده مفارقت پيدا مىكند و هستند كسانى از انسانها كه با «مرگ اختيارى» مردند و با «مردن» در حقيقت بردند يعنى در تجارت خانه دنيا سود واقعى را بدست آوردند و با مردن رفتند و از درگاه «به بارگاه» قدسى ديگر راه يافتند چنانكه مولانا در تفسير حديث نبوى در خصوص انسانهاى زندهاى كه مردند و «مرده متحرك» به معناى عرفانى و حقيقى هستند چنين سرودهاند:
|
مصطفى زين گفت كاى اسرار جو |
مرده را خواهى كه بينى زنده تو |
|
|
مىرود چون زندگان بر خاكدان |
مرده و جانش شده بر آسمان |
|
|
جانش را اين دم به بالا مسكنى است |
گر بميرد روح او را نقل نيست |
|
|
ز آنكه پيش از مرگ او كرده است نقل |
اين به مردن فهم آيد نه به عقل |
|
|
نقل باشد نه چون نقل جان عام |
همچون نقلى از مقامى تا مقام[٢] |
|
و پيامبر اكرم ٦ چنانكه اشاره شد فرمود: «من اراد ان ينظر الى ميت يمشى فلينظر الى علىّ بن ابيطالب»[٣]
و على ٧ كه موت ارادى را تجربه كرده و در حديث نبوى مصداق كامل بلكه اكمل و اتمّ واصلان به مرگ اختيارى است و با على ٧ مرگ ارادى نيز تفسيرپذير مىباشد در خصوص مرگ ارادى فرمودند: «موتوا قبل ان تموتوا و اخرجوا قلوبكم من قبل ان تخرجوكم»[٤] كه چيستى و معناى «مرگ ارادى» در حديث علوى روشن شده است كه مرگ ارادى يعنى حقيقت وجود و دل خويش را به عالم معنا فرستادن و در
~hr /~[١] - ر. ك: حسنزاده آملى، دروس شرح اشارت و تنبيهات، ص ٢٤٣- ٢٥٩؛ مطهرى، مرتضى، مقالات فلسفى، ج ٢، ص، جوادى آملى، تفسير موضوعى، ج ١٠، ص ٢٩١- ٢٩٣.
[٢] - مولوى، جلال الدين، مثنوى معنوى، د ٦، ب ٦٤٢- ٧٤٦.
[٣] - حسينى تهرانى، سيد محمد حسين، رساله لب اللباب، ص ٧٤.
[٤] - نهج البلاغه، خ ١٤٣.