سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٠٦ - مصداق ختم ولايت كيست؟
جايى ديگر به نكتهاى اشاره مىكند كه شگفتانگيز و ابهامآور است زيرا كه «مهدى» را «مهدى منتظر» نمىداند و مىنويسد:
«درست است كه براى ولايت خاصه خاتمى است و اسم او با اسم رسول خدا همخوانى دارد البته اين مهدى آن مهدى كه به «المنتظر» معروف و مشهور است نيست، چون آن مهدى منتظر از سلاله و عترت رسول اللّه است، ولى اين خاتم از نسل حسّى او نيست، او از نسل اخلاق و روش او است.»[١] و در برخى نسخهها در ادامه اين عبارت مىگويد: «بلكه من قطب و خاتم اولياء هستم» پس در برخى عبارات خاتميّت مهدى (عج) را اثبات و در برخى عبارات انكار مىنمايد و در رساله عنقاء مغرب نيز ميان خاتم اولياء و امام زمان (عج) البته با اقرار به امامت آن حضرت، فرق نهاده و تصريح مىكند كه خاتم اولياء مردى غير عرب است[٢] و گاهى براى خاتم اولياء اوصافى ذكر مىكند كه قابل تطبيق بر عيسى ٧ است و در جايى ديگر به ويژه مىنويسد: «و هو من العجم لا من العرب»[٣] كه در دو بيت زير نيز به خاتم اولياء بودن حضرت عيسى ٧ تصريح دارند:
|
الا انّ ختم الاولياء رسول |
و ليس له فى العالمين عديل |
|
|
هو الرّوح و ابن الرّوح و الامّ مريم |
و هذا مقام ما اليه سبيل[٤] |
|
و در تقسيم ولايت به خاصه و عامه، ولايت عامه را در روز قيامت از آن حضرت عيسى ٧ دانسته و مىنويسد: «و اما ختم الولاية العامة الذى لا يوجد بعده ولىّ، فهو عيسى ٧».[٥] و در باب ٣٨٢ فتوحات مكيّه نيز مىنويسند: «خاتميّت عيسى به دوره ملك خاتمه داده و چون در آخر الزمان فرود آيد، خداوند ختم ولايت عامه خود را كه پايان دوره ملك است به وى مىبخشد و ولايت به او ختم مىشود.»
~hr /~[١] - همان، ج ٢، ص ٥٠.
[٢] - رساله عنقاء مغرب، ص ٧٣- ٧٤.
[٣] - همان، ص ٧٥.
[٤] - فتوحات، ج ٤، باب ٥٧٧، ص ١٩٥.
[٥] - همان، ج ٢، ص ٤٩.