سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٢٥ - نمونههائى از نهج البلاغه
بعد سلوك درونى و باطنى و سلوك عقلى و حكومتى نيز نشان دادند و اين از باعظمتترين فرازهاى امتياز عرفان ناب اسلامى شيعى از عرفانهاى دينى و بشرى ديگر مىباشد و شخصيت پرجاذبه و پررمز و راز على ٧ خود الگوى عينى و عملى در پياده كردن اين «عرفان مثبت و كامل قرآنى عترتى» مىباشد، عرفان مبتنى به اسلام ناب نبوى، علوى، فاطمى، حسينى، امامتى و ولايتى كه تنها در مكتب على ٧ و فرزندان معصومش پيدا مىشود و لا غير و نهج البلاغه، چنين عرفانى را متجلى مىسازد.
آرى على ٧ كه باب مدينه فاضله علم رسول خدا ٦ و سينهاش گنجينه حقائق وجودى است در وصف خويش فرمودند: سخنى جز صدق نمىگويم[١] و جز در جاده حق قدم برمىدارم[٢] و هيچ گفتار و كردار زشتى از من سر نزد[٣] و برمبناى برهان پروردگارم و روش پيامبر حركت مىكنم[٤] در هيچ حقى شك نكردهام[٥] خداى را از سر عشق پرستيدم[٦] اگر پرده برداشته شود چيزى بر يقين من افزوده نمىشود[٧] حقيقتى را براى خود مشتبه نساختهام و چيزى هم براى من مشتبه نگشته است[٨] و مشتاق ديدار خدا هستم[٩] و ... يعنى در دو بعد عرفان نظرى- علمى و عرفان عملى- عينى يا حكمت نظرى و عملى به اوج كمال و اكمال رسيده و زمام «تكميل» انسانها را نيز بعهده گرفتهاند[١٠] وقتى به ترسيم عرفان مىپردازند «تنها» بوده و انباز و مثل و مانندى ندارند و در نهايت اتقان و غايت زيبائى تفسيرگر و تبيين كننده آن هستند و كسى جز على ٧ توانمندى نشان دادن عرفان و عارفان را نداشته و
~hr /~[١] - نهج البلاغه، خطبه ١٧٣، ج ٢، ص ١٠٩.
[٢] - نهج البلاغه، خطبه ١٩٦، ج ٢، ص ١٩٧.
[٣] - نهج البلاغه، خطبه ٢٢، ج ١، ص ٥٥.
[٤] - نهج البلاغه، خطبه ٩٥، ج ١، ص ١٨٩.
[٥] - نهج البلاغه، خطبه ٦٠، ج ١، ص ١٠٤.
[٦] - شرح نهج البلاغه، بحرائى، ابن هيثم، ج ١، ص ٨٠.
[٧] - حكمت نظرى و عملى در نهج البلاغه، ص ٦٤، استاد جوادى آملى، ٩.
[٨] - همان.
[٩] - نامه شماره ٦٢، ج ٣، ص ١٣١.
[١٠] - نهج البلاغه، فيض، نامه ٤٨، ص ٨٦٤.