سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٦٨ - ناز و نياز
بىنيازى است و استقلال محض است برسند.[١] و بايد دريافت كه برهان و عرفان، حكمت و عرفان و سلوك عقلى و قلبى در پرتو اشارات و ارشادات قرآنى بتدريج استعلا و استكمال يافته تا به نظريه «فقر وجودى» دست يافتهاند و آموزهها و گزارههاى معرفتى فراوانى را در پرتو نظريه يادشده ارائه كردهاند و معرفت توحيدى و توحيد معرفتى به «توحيد صمدى» و «توحيد وجودى» تعالى يافته و در حكمت و عرفان سخن از «توحيد ناب» و «موحد كامل» و «ولايت الهيّه» ظهور يافته است كه حكمت سينوى و صدرائى، معرفت سهروردى، ابن عربى و سيد حيدر آملى تا حكمت و معرفت وارثان علوم عقلى و عرفانى و قرآنى همه جوششى از درياى وحى و قبسى از آتش معارف غيبى و موجى از اقيانوس ناپيدا كرانه حكمت نبوى و معرفت علوى و آموزههاى اهل بيتى عليهم السّلام خواهند بود تا خانه حكمت علمى و عينى، عرفان نظرى و عملى يكپارچه بر بنياد و ستون سترگ و سنگين «نظريه فقر وجودى قرآنى» قرار گرفته و استوار و جاودانه گردد كه اين نوشته نيمنگاهى به طرح و تحليل توصيفى نظريه يادشده از منظر قرآن كريم با رهيافتى فلسفى عرفانى در سه قسمت:
الف) ناز و نياز ب) شجر و ثمر ج) احتياج و اشتياق مىباشد.
ناز و نياز
اصولا انسانشناسى قرآن با انسانشناسى اديان، مكاتب و فلسفههاى بشرى متمايز بوده و از يك افقى عميق و ژرفاى بيكرانهاى برخوردار است و با يك متد، مبادى ويژهاى منبع و مبناى انسانشناسى قرار گرفته است و نوع پيوندزنى قرآن در خصوص انسان با خدا از سنخ تصوف، عرفان، حكمت، اخلاق و ... نيست بلكه نوعى منحصربفرد و يگانه است كه دومى ندارد و مصداق «لا يقاس به احد» خواهد
~hr /~[١] - مكارم شيرازى، ١٣٨٣، ج ١٨، ص ٢٤١.