سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٦٢ - ولايتشناسى
از صفات ذاتيه است لاجرم از وجود اين شرائط به جمال كمال ولايت آراسته شوند.
مرسلين از آن روى كه اولياءاند نمىبيند آنچه مىبيند مگر از مشكات خاتم الاولياء و نسبت او ٧ به خاتم اولياء چون نسبت سائر اولياء و رسل است و چنانكه ابن عربى در فتوحات باب چهاردهم آورده است «روح محمدى ٦» را در عالم مظاهر است و اكمل مظاهرش در قلب زمان و در افراد و در ختم ولايت محمديه است و در ختم ولايت عامه كه عيسى ٧ است و ...»[١]
نكته دوم: استاد حسنزاده آملى در قالب ابيات ژرف و شيرين و دلنشين لطائف منطوى در امتياز مقام نبوت و رسالت و ولايت و تعامل و ترابط آنها را چنين ترسيم و تفسير كردهاند:
|
«ولىّ اسمى ز اسماى الهى است |
كه او را دولت نامتناهى است |
|
|
چه در دنيا در عقبى ولى است |
لسان صدق يوسف نبى است |
|
|
نبى نبود ز اسماى الهى |
لذا آمد نبوت را تناهى |
|
|
نبى است و ولى مشكوة و مصباح |
ازين دو نور اشباح است و ارواح |
|
|
چو در تو است باطن اسم ظاهر |
يكايك را مقاماتى است باهر |
|
|
بظاهر تجليت آمد دثارت |
بباطن تحليت باشد شعارت |
|
|
نبى را اسم ظاهر هست حاكم |
ولى را باطن حاكم هست دائم |
|
|
نبى بايد ولى باشد ولى نه |
كه مىشايد نبى باشد نبى نه |
|
|
ز مشكوة است و از نور ولايت |
هر آن فتحى كه پيش آيد برايت |
|
|
جمال قلب تو از نور مشكوة |
درخشد همچو از خورشيد مرآة |
|
|
ولايت سارى اندر ماسوايست |
كه آن فيض نخستين خدايست ...»[٢] |
|
[١] - شرح فصوص الحكم خوارزمى، ص ٢٠٩- ٢٠٨، چاپ اول، ٧٧، دفتر تبليغات اسلامى قم.
[٢] - ديوان اشعار، ص ٢٧١- ٢٧٢، چاپ اول، انتشارات نشر فرهنگى رجاء، ١٣٦٤ ش، تهران.