سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٠٦ - «مراقبه»
٥- رهائى از فقر روحى يعنى تهى بودن از علم و اخلاص: «اكبر البلاء فقر النّفس»[١]
٦- از خودستائى گريزان بودن: «اقبح الصدق ثناء الرّجل على نفسه»[٢]
٧- زهدورزى «الزّهد تقصير الآمال و إخلاص الأعمال»[٣]
٨- دنياگريزى (غرور، تكبر، تعصب و تعلّقات دنيوى نداشتن): «اوّل الحكمه ترك اللّذات و آخرها مقت الفانيات»[٤]
٩- عبادت الهى را مقدمه ولايت الهى قرار دادن: «عبد نوّر اللّه قلبه»[٥]
١٠- خلوص داشتن: «الا للّه الدين الخالص»[٦]
حال اگر «مراقبت» كه از توصيههاى مرحوم علامه طباطبائى «در اواخر عمر شريفشان بود[٧] و آيه أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى[٨] وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى[٩] و ... دالّ بر آن هستند حاصل شود و هماره در جميع افعال، احوال و اقوال و اعمال علمى و عملى و در خلوت و جلوت متجلّى باشد مؤدّى انسان سالك به مقام «ولايت» است كه شهود باطن خود و «شهود رب» و رؤيت ملكوت عالم و آدم را به دنبال دارد به تعبير لسان الغيب شيراز:
|
ما در پياله عكس رخ يار ديدهايم |
اى بىخبر ز لذّت شرب مدام ما |
|
يا به تعبير امام محمد غزالى:
«نبوّت و ولايت يكى از درجات شرف دل آدمى است و حاصل آن سه خاصيت است: يكى از آنچه عموم خلق را در خواب كشف شود و براى او بيدارى كشف افتد.
دوم آنكه نفس عموم خلق جز در تن ايشان اثر نكند و نفس وى در اجسامى كه
~hr /~[١] - همان، ش ٢٩٦٥.
[٢] - همان، ش ٢١٤٢.
[٣] - همان، ش ١٨٤٤، چاپ دانشگاه تهران.
[٤] - همان، ش ٣٠٥٢.
[٥] - اصول كافى، ج ..، ص ..
[٦] - زمر- ٣.
[٧] - جرعههاى جانبخش، ص ..
[٨] - علق، ١٤.
[٩] - ذاريات، ٢٢.