سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣١٦ - ضميمه ٥ مراحل عرفان
- مقاماتى نيز تعبير و تفسير نمود چه اينكه عرفان در حقيقت مواجهه با عالم قدس و جهان لاهوت و حقيقة الحقائق و تعبيرى از تجارب باطنى عارفان و سالكان كوى حق است و عرفان گذر از تقيد به اطلاق و فصل از فراق و هجران و وصل به لقاء رب است و استغراق قطره وجود سالك در بحر هستى مسلوك اليه با قدم سلوك كه سلوك و سالك و مسلوك اليه در مقام تبتل و وصول و فناء «وحدت» مىيابند و «توحيد كامل» در اثر اين جذب و انجذاب و سير و سفر روحانى حاصل مىگردد و به تعبير شارح گلشنراز: «عارف عبارت از سالك است كه از مقام تقيد به مقام اطلاق سير نموده و «معروف» حق مطلق است كه مبدأ و معاد همه است.»[١]
عرفان تحول جوهرى و نهادى، نوشوندگى و پويائى، رفتن و شدن، رستن از خود و پيوستن به خداست كه عرفان و عارف و معروف يكى خواهند شد كه از معرفت به «آنچنان كه هست» و «آنچنان كه بايد باشد» از رهگذر خودشناسى و خودسازى آغاز مىگردد و اين همان بيدارى عقل و بينائى قلب و «يقظه» در عالم عرفان است كه سخن از حركت، صيرورت، قيام و جهاد، سير و سلوك براى «خداگونگى» انسان است تا عارف بر زمان و زمين و زمينه اشراف يابد و فراطبيعى و ماوراء طبيعت عمل نمايد و هماره تحت ولايت و انجذاب و لمعات غيبى باشد تا حيات معقول و مشهود كه دو ستون عظيم «حيات طيبه» هستند و بر ايمان و عمل صالح مبتنى بر عقلانيت و معرفت شهودى قرار دارند حاصل آيد زيرا عارف الهى و سالك قرآنى از رهگذر شريعت از همان ابتداء در طريقت و وصول به حقيقت است لكن حقيقت لايهها و ساحتهاى ناپيداكرانه و بيكرانهاى دارد و انسانهاى سالك به قدر وسع وجودى خويش تدريجا به مراتب و معارج حقيقت دست مىيابند و به تعبير مرحوم علامه
~hr /~[١] - مفاتيح العجاز فى شرح گلشنراز، شمس الدين محمد لاهيجى، ص ٢٦، انتشارات زوار، چاپ پنجم، ١٣٨٣ ش، تهران.