سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٠١ - ختم ولايت
قرارى ندارد.»[١] پس تنها خداست كه شايستگى يارى رساندن داشته و «ولىّ» به جايى رسيده در مقام سير و سلوك كه وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ[٢] و «ولىّ خدا» از خود فانى و به حقّ باقى است، و ولايت باطن نبوت است كه بر دو وجه عام و خاص نماد و نمود پيدا مىكند و به همين دليل «ولايت» ذو مراتب و مقول به تشكيك است و گستره و قلمرو گستردهاى دارد و به دو قسم تقسيمپذير است: ولايت عامه و ولايت خاصه و ولايت خاصه نيز دو قسم است: ولايت مطلقه و مقيده.
مرحوم آقا محمد رضا قمشهاى نيز «ولايت» را حقيقتى كلى و داراى مراتب و مظاهر مىداند چنانكه نوشتهاند: «الولاية حقيقة كلية الهية كسائر الحقايق الكليّة الالهيّة يظهر حكمه فى جميع الأشياء من الواجب و الممكن، فهو رفيق الوجود و يدور معه، و كما ان الوجود بحسب الظهور له درجات متفاوتة بالكمال و النقص و الشدة و الضعف و يقال لها و يحمل عليها بالتشكيك».[٣]
بنابراين «ولايت» اشتدادپذير است و اگر اشتدادش بيشتر و بيشتر شود و مدارج و معارج كمال و ترقى يكى پس از ديگرى طىّ شود و انسان از شرك خفى نيز رها شده و به «فتح مبين» برسد در مراتب ولايت خاصه داخل شده و در اسماء الهى سير مىنمايد تا به مرتبه «جميع اسماء» برسد و امام و مرجع همه اوليا گردد. و ولايت خاصه در اشتدادش صفتى از اوصاف الهى شده وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ[٤] و ولايت اگر در «كمال خويش» شديد شود «نبوت مطلقه» كه صاحب آن خاتم انبياء است و اگر اندكى از شدت آن كاسته گردد وصف ولايت بر وصف نبوت غلبه يافته و نبوت تشريعى پنهان شود و نبوت تعريفى، يعنى ولايت باقى مىماند.
در ولايت خاصه محمديه ٦ برترين مقام از آن خاتم پيامبران ٦ و نزديكترين فرد به او در عالم غيب و شهود و پيدا و پنهان سرور اولياء و امير مؤمنان و سالكان
~hr /~[١] - عبد الرحمان جامى، نفحات الانس، ص ٥.
[٢] - اعراف، ١٩٥.
[٣] - ر. ك: رسائل قيصرى، ص ٧٠.
[٤] - شورى، ٢٨.