سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٢٧ - «مراتب ولايت»
|
موانع تا نگردانى ز خود دور |
درون خانه دل نايدت نور |
|
|
موانع چون در اين عالم چهار است |
طهارت كردن از وى هم چهار است |
|
|
نخستين پاكى از احداث و انجاس |
دوم از معصيت و ز شرك و وسواس |
|
|
سوم پاكى از اخلاق ذميمه است |
كه با آن آدمى همچون بهيمه است |
|
|
چهارم پاكى سرّ است از غير |
كه اينجا منتهى مىگرددت سير |
|
|
وجود تو همه خار است و خاشاك |
برون انداز از خود جمله را پاك |
|
|
وصال حق ز خلقيت جدائى است |
ز خود بيگانه گشتن آشنائى است |
|
|
برو تو خانه دل را فرو روب |
مهيا كن مقام و جاى محبوب |
|
|
هر آنكو كرد حاصل اين طهارات |
شود بىشك سزاوار مناجات |
|
|
تو تا خود را بكلى در نبازى |
نمازت كى شود هرگز نمازى |
|
|
چو ذاتت پاك گردد از همه شين |
نمازت گردد آن دم قرة العين |
|
|
كسى كو از نوافل گشت محبوب |
به لاى نفى كرد او، خانه جاروب |
|
|
درون جان محمود او مكان يافت |
ز بىيسمع و بىيبصر نشان يافت[١] |
|
و بالجملة الفناء المذكور موجب لان يتعين العبد بتعينات الهية و صفات ربانية مرة اخرى، و هو البقاء بالحق، و هذا المقام اى مقام الولاية دائرته اكبر من دائرة النبوة و لذلك انختمت النبوة، و الولاية دائمة و جعل الولى اسما من اسماء اللّه تعالى دون النبى.
ولايت به دو قسم: ولايت مطلقه و مقيده تقسيم مىشود و به ولايت عامه و خاصه نيز تقسيمپذير است. انقسام آن به مطلقه و مقيده و اتصاف به اطلاق و تقييد به اين اعتبار است: ولايت به اعتبار آنكه صفتى از صفات الهيّه است، مطلق است. به اعتبار استناد به انبياء و اولياء عليهم السّلام مقيّد مىشود. هر مطلقى سارى در مقيد و مقوّم مقيد است.
و هر مقيدى متقوم به مطلق است چون مقيد همان تنزّل مطلق است كه از تجلّى
~hr /~[١] - گلشنراز للشبسترى.