سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٤٦ - ولايت روح نبوت تشريعى و تعريفى
لازم نيست كه خود بداند كه ولىّ است اختلاف است ...»[١] لذا سالكان دو دسته تقسيم شدهاند: الف) سالكان مجذوب (ولايت اكتسابى) ب) مجذوبان سالكان (ولايت عطايى) و ... و انسان اهل مجاهدت و سلوك در پرتو افاضات و عنايات باطنى و جذبات و جلوات رحمانى به تدريج مقام «ولايت» كه همان نبوت تعريفى است را ادراك مىنمايد و اين زن و مرد نمىشناسد و در ساحت «ولايت» حرف اول را «انسانيت»، «عبوديت»، معرفت و محبّت مىزند و ذكور و اناث بودن در ساحت قدسى و نورى آن راه ندارد و به اصطلاح اهل حكمت و منطق سالبه به انتفاع موضوع است، لذا ولايت «استمرار» دارد نه انقطاع.
چنانكه ولايت دايرهاى گستردهتر و داراى احاطه عمومى است پايانناپذير است و در شرح فصوص الحكم نيز آمده است: «و اعلم انّ الولاية هى الفلك المحيط العام و لهذا لم تنقطع و لها الانباء العام»[٢] و فلك ولايت، برتر و فراگيرتر از فلك نبوّت است و البته نبوت درجهاى از ولايت است و ولىّ از حيث نبوّتش اتمّ از حيث نبوّتش است. پس مطلب يادشده دالّ بر افضل بودن مطلق ولىّ از نبىّ نيست چه اينكه نبىّ داراى دو مرتبه است: ١. مرتبه ولايت ٢. مرتبه رسالت و مرتبه ولايت هماره وجود دارد و بقاءمند است و مرتبه رسالت پايانپذير است و معلوم است كه مرتبه ولايت كه انقطاعنابردار است برتر از مرتبه رسالت كه تمام شدنى است خواهد بود و به همين دليل «اسم ولىّ» كه از اسماء الهى است همواره مظهر مىطلبد و اولياء اللّه هميشه در عالم هستند و ...[٣]
~hr /~[١] - اسفار، ج ١، سفر ٢، صص ١٦ و ٢٢.
[٢] - محمود محمود التراب، شرح فصوص الحكم، ص ٢١٨.
[٣] - در اين زمينه ر. ك: فتوحات مكيه، ج ٢، ص ٢٥٣- ٢٥٧؛ شرح مثنوى ملا هادى سبزوارى، ص ١٨٢، شرح قيصرى بر فصوص الحكم، ص ٨٣٣- ٨٣٤.