سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٣٠٦ - تقسيم عشق به عبارتى ديگر
رسيدن به عشق عفيف. انسان نبايد در اين حدّ توقف كند و به عشق نفسانى اكتفا نمايد. اين مىتواند سبب كوچ از اين نشأة به نشأه ديگرى شود. كوچ از عشق مجازى به عشق حقيقى.»[١] نتيجه آنكه بايسته و شايسته است كه ويژگىهاى هركدام از عشقهاى حقيقى، مجازى و كاذب و دروغين كه «شهوت» است نه عشق و اگر از راه حلال باشد شهوت حلال و لا غير حرام و رهزن است را بشناسيم و بدانيم كه عشقهاى مجازى چه آسمانى و چه زمينى آن نبايد مطلوب بالذات و هدف قرار گيرند بلكه همواره مطلوب بالعرض و وسيله باشند و مقبوليت غيرى داشته باشند نه ذاتى و حتّى جنبه مظهريت داشته باشند و آيت و آينه قرار گيرند نه اصالت و استقلال و در اين صورت است كه مجاز پلى براى حقيقت و عرض عبورى براى جوهر خواهد شد و رهبرى مىكنند و نه رهزنى. آرى شاخصهاى عشقهاى كاذب و شهوانى سراب بودن، زوالپذيرى و شايد نفرت باشد، دلزدگى و ملالتآورى است و لذا اهل ادب و عرفان از توصيف چنين گرايشهايى به عشق سخت گريزانند چنانكه نظامى گنجوى مىگويد:
|
عشق آينه بلند نور است |
شهوت ز حساب عشق دور است |
|
يا مولوى مىسرايد:
|
عشقهايى كز پى رنگى بود |
عشق نبود عاقبت ننگى بود |
|
و مولانا در داستان كنيزكى كه به زرگرى دلبسته است و از فراقش سخت بيمار شده است، مىگويد:
|
هرچه كردند از علاج و از دوا |
گشت رنج افزون و حاجت ناروا |
|
|
آن كنيزك از مرض چون پوى شد |
چشم شاه از اشك خون چون جوى شد |
|
[١] - دروس شرح اشارات، نمط نهم، ص ١٦٩- ١٧٠ و شرح الاشارات و التنبيهات، ج ٢، ص ١٠٥٩، بوستان كتاب، چ اول، ١٣٨٣، قم.