سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٠٩ - مصداق ختم ولايت كيست؟
است و ابن عربى آن را در فتوحات، باب ٧٣ آوردهاند[١] پس مرحوم آقا محمد رضا قمشهاى و ميرزا احمد آشتيانى نظريه ابن عربى در باب خاتم ولايت محمديه ٦ را فهم و تفسير كردهاند و «ختم ولايت مطلقه» را از آن امير المؤمنين ٧ و ختم ولايت مقيّده را متعلق به مهدى موعود (عج) دانستهاند.[٢] لكن چنانچه معروض داشتيم علامه سيد حيدر آملى به كلى در باب خاتم الولايه بودن عيسى ٧ ولو ختم ولايت عامه را نفى مىكند و نسبت معنوى و صورى كه اولى بستر برهان ابن عربى بود را در خصوص عيسى ٧ از حيث معنوى به پيامبر اكرم ٦ قرب دارد نقد و رد مىنمايد و خاتم ولايت مطلقه را از حيث معنا و صورت در قرب به محمد ٦ و على ٧ مىداند و ابن عربى و قيصرى را متّهم به تعصب نسبت به تسنّن مىداند[٣] و در جايى ديگر مىنويسد: «همانگونه كه نبوّت، دايرهاى متشكل از نقطههاى وجودات پيامبران در عالم خارج است و به وجود نقطه محمد ٦ كامل مىشود، ولايت نيز دايرهاى است متشكل از نقطههاى وجودات اولياء كه با وجود خاتم ولايت، مهدى موعود (عج) كامل مىشود. قيامت با خاتم ولايت، برپا و امر از دنيا به آخرت منتقل خواهد گرديد.»[٤]
اما ميرزا احمد آشتيانى و آقا محمد رضا قمشهاى معتقدند ولايت كه به مطلقه و مقيده تقسيمپذير است داراى «ختمى» است و حتى ممكن است يكى از علماى امت حضرت محمد ٦ خاتم ولايت مقيّده او باشد و وصى از اوصياى او خاتم ولايت مطلقه و گاهى ولايت مطلقه بر ولايت عامه و ولايت مقيّده محمديه بر ولايت خاصه
~hr /~[١] - فتوحات مكيه، ج ٢، باب ٧٣، ص ٤٢- ٥٢.
[٢] - آقاى محمد رضا قمشهاى در رسالة الولايه، ص ٥- ٧، در مجموعه آثار حكيم صهبا، ص ١١١- ١٤٩ و ميرزا احمد آشتيانى، در ص ١١ رسالة الولايه.
[٣] - آملى، سيد حيدر، جامع الاسرار و منبع الانوار، ص ٤٠٠- ٤٤٨.
[٤] - المقدمات من كتاب نصو النصوص، ص ١٧٠- ١٨٠ و ١٨٨- ١٩٥.