سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٣٠ - «مراتب ولايت»
٥. نيل به مقام قرب حقيقى يا ولايت الهيّه كه تحت تدبير محض خداى سبحان قرار مىگيرد و به فناى تامّ و تمام برسد.
و به همين وزان مقامات و مراحل تخليه، تحليه و تجليه يا مانعزدايى در عالم سير و سلوك اعم از موانع ظاهرى يا باطنى و طهارت برون و درون را در قالب اشعار شيخ محمود شبسترى مطرح مىنمايد تا به تدريج عوامل و ريشههاى قرب الى اللّه را در خويشتن ايجاد نمايد و از «خودرهايى» كه اساس و مخ سلوك الى اللّه است شامل حال او گردد و در اين سفر معنوى و روحانى «قيام للّه» داشته و از خود فانى گردد و به «خدا باقى» شود يعنى از «انا» به «هو» و از «عندى» به «عنده» و از عبد الطاغوت و عبد النّفس به «عبد اللّه» و از آنجا به «عند اللّه» بار يابد كه هم احياى ايجابى- اثباتى يا آراستگى خويشتن است و هم احياى سلبى- نفيى يا پيراستگى خود است تا با دو مرحله كلى و كلان پيراستن و آراستن «خداخو» شده و تشبّه به حضرت بارى تعالى يابد تا تعيّن به تعيّنات الهيه و اتّصاف به صفات ربانيّه براى او حاصل گردد و نيل به چنين فناء در مراحل سهگانه فعلى، صفاتى و ذاتى همان «مقام ولايت» است كه پايانناپذير و ختمنابردار است و همين ولايت باطن نبوّت است و البته بايد توجه داشت كه ميرزا احمد آشتيانى به نيك نكتهاى پرداخته كه: «ليس المراد بالفناء انعدام عين العبد مطلقا بل المراد منه فناء الجهة البشرية فى الجهة الربانيّة ...» چه اينكه عين ثابت ممكن هرگز رفع و نابود نمىگردد، ممكن دائما عين ربط و نياز و تعلّق به حق و حقّ عين استقلال است، ممكن عين احتياج و فقر محض و واجب عين بىنيازى و غناى محض است و فناء در توحيد و استغراق در وجود حقّ، تبديل وجودى به وجود ديگر نيست كه:
|
سيهرويى ز ممكن در دو عالم |
جدا هرگز نشد و اللّه اعلم |
|
و تشبيه حق مطلق به «نار» و «عبد» به حديده محمات (آهن تفتيده) از براى تقريب مقاصد به اذهان است، حديده و نار دو موجود عرض هستند، كه يكى از آنها واسطه در ثبوت حرارت از براى ديگرى است، ترتب بين اين دو در اتّصاف به حرارت