سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٣١ - «مراتب ولايت»
است. ممكنات به حسب نفس ذات عين افعال حق و صرف ربط به او مىباشند و چنين تشبيهاتى از جهتى مقرّب و از جهت ديگر مبعّد است:
|
اى برون از وهم و قال و قيل من |
خاك بر فرق من و تمثيل من |
|
پس روح انسانى چون از عالم ملكوت است و از احديت وجود متنزل گرديده است، استعداد او از براى تلوّن به لون حق و صبغة اللّه، تامّتر و قابليت او از براى قبول تجليّات حق از هر موجودى كاملتر است، به واسطه قبول خلافت الهيّه و وجود حقّانى حاصل از تصفيه درون و تسويّه وجود خويش كه ساماندهى و مديريت بر قواى ادراكى و تحريكى است و تنوّر به نور حق و قرب و اتحاد با حق مطلق از نوع اتحاد فىء با شىء و رقيقت با حقيقت به حكم «عبدى اطعنى حتى اجعلك مثلى «او مثلى» اقول لكل شىء كن فيكون، تقول لكل شىء كن فيكون»[١] مربى حقايق و مشكاة ظهور حق و افعال حق مطلق مىگردد و سالك پس از طىّ طريقت الهى براساس شريعت مبين و نورانى اسلام از كثرت به وحدت و از خلق به حقّ سير كرده و مراحل ديگر را در سير و سفر معنوى يكى پس از ديگرى طىّ مىنمايد و محبّت كامنه در قلب سالك منشأ توجه تامّ او به حق مىشود كه البته معرفت و محبت صائب و صادق مبتنى بر عمل صالح و خالص و تقواى الهى با مراتب عام، خاص و خاص الخاص كه عبد را به مراحل نهايى قرب الى اللّه برساند، محبّتى كه وسيله قرب به حقّ و اتّصال وجودى به حقيقة الحقايق واقع شود لذاست كه فناء در توحيد، موجب تعيّن عبد به تعينات حقانيه و تبديل صفات بشرى و خلقى به صفات حقّى است تا به مقام بقاء بعد از فناء و صحو بعد از محو برسد كه البته سالك بعد از وصول به مقام صحو بعد از محو، تعين امكانى و عين ثابت او محو نمىشود. نتيجه بقاء بعد از فناء، رجوع به كثرت است و اين مقام، مقام «واحديت كليّه» است كه قيصرى نيز در رساله «فى النبوة و الرسالة و الولايه ... فصل دوازدهم مقدمهاش بر فصوص الحكم به مراحل و مقامات
~hr /~[١] - الجواهر السنّية فى الاحاديث القدسيه، ص ٢٨١- ٢٨٢.