سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ١٣٨ - نبوت و اقسام آن
فالنبوة مقام ظهور الخلافة و الولايه و هما مقام بطونها»[١] و همو در خصوص راز انقطاع نبوت و رسالت و عدم انقطاع ولايت مىنويسند:
«قوله: و لكون الولاية عامة ...» اقول: «لمّا كان مدار الرسالة على الاحتياجات الملكية من السياسات و المعاملات و العبادات و هى من الامور الكونية المنقطعة بانقطاعه، فلا محالة تنقطع هى ايضا، بل بالتشريع التامّ المتكفّل لجميع الاحتياجات، كتشريع نبيّنا ٦ بخلاف الولاية. فان حقيقتها تحصل بالقرب او نفس القرب التّام و هو غير منقطع كما لا يخفى»[٢] پس نبوت انبياء دو حيثيت دارد:
١. جنبه و حيثيت خلقى «يلى الخلقى» كه واسطه فيض ميان خالق و خلقاند و از خدا و اسماء و صفات و افعالش خبر مىدهند كه چهره ملكى و اين جهانى اوست.
٢. جنبه و حيثيت حقّى «يلى الحقّى» كه به «ولايت نبى» مربوط است و داراى مرتبه والاى قرب و مقام اخذ فيض است و به «ولىّ» موسوم است كه چهره ملكوتى و آنسويى اوست و اين جهت و جنبه پايانناپذير است و به همين دليل گفتهاند كه رسول و نبىّ از جهت خلقى و ملكى استمرار نداشته و انقطاعپذيرند و «ولىّ» چون از اسماء اللّه است انقطاعنابردار است و اسم «ولىّ» در دنيا و آخرت بر خداى متعال صادق است و همو مظهر مىطلبد و ... و اينكه گفته مىشود «ولايت» برتر از نبوت و رسالت است يعنى جنبه «ولايت» نبى و رسول، برتر از جنبه نبوت و رسالت آنهاست نه اينكه ولايت ولىّ برتر از نبوت نبىّ است. لذا نبى و رسول هم «ولىّ» هستند اما «ولىّ» ممكن است نبى و رسول باشد و ممكن است نباشد. لذا نبىّ داراى دو جنبه است: الف) جنبه رسالت ٢) جنبه ولايت كه مرتبه ولايت، معرفت و جنبه «يلى الرّبى» هماره وجود داشته و پايانناپذير است و «ولىّ» مظهر ولايت الهى است و شريك در «اسم ولىّ» كه به تعبير ابن عربى پايان دوره نبوت و ظهور دوره و دولت ولايت براى
~hr /~[١] - همان، ص ٣٦.
[٢] - همو، تعليقه بر شرح فصوص الحكم، ص ٨٣٢.