سرّ سلوک (ترجمه و شرح رسالة الولاية میرزا احمد آشتیانی) - رودگر، محمد جواد - الصفحة ٢٥٠ - ضمايم
مطابق تعريف مشهور بايد مىگفت: «كان نبيا رسولا». بدين ترتيب تفاوت مذكور بين نبى و رسول قابل استناد به قرآن كريم نيست هرچند كه پشتوانه لغوى دارد ...[١]
و استاد شهيد مطهرى نيز بطور كلى پيامبران را به دو دسته تقسيم نمودهاند:
الف) پيامبران صاحب شريعت كه در اقليّتاند و مأمورند وحى و سلسله قوانين و دستورات الهى را به مردم ابلاغ نمايند كه به «اولو العزم» معروفند. اما معتقدند ما دقيقا نمىدانيم كه پيغمبران اولو العزم چند نفر بودهاند.
ب) پيامبران تبليغى كه از خود شريعت يا قوانين نداشتند بلكه مأمور تبليغ و ترويج شريعت و قوانينى بودهاند كه در آن زمان وجود داشته است كه اكثريت پيامبران از اين گروه مىباشند: مثل هود، صالح، لوط، اسحاق، اسماعيل، يعقوب، يوسف، يوشع، شعيب، هارون، زكريا، يحيى و ...».[٢]
ولايت پشتوانه نبوّت
ظاهر عنوان و باطن معنون و روح و مغزاى ظاهر و عنوان است و انبياء دو اعتبار داشتند: الف) به يك اعتبار مقام باطنى كه جهت «ولايت» آنها بود و ولايت مقام باطنى آنها محسوب مىشد كه از راه بندگى و عبوديت و قرب نوافل و فرائض دست يافتنى است «و چنين گوهر گرانبهايى، پشتوانه نبوت است و هركس ديگر هم مىتواند «ولى» باشد يعنى بدون نبوت به ولايت برسد، مرد باشد يا زن همچون صديقه كبرى فاطمه زهرا ٣»[٣] پس مقام باطن و جهت باطنى انبياء متّصل به حق و واسطه در فيض مىباشد و مقام باطن آنها عين مقام ولايت آنهاست و ولايت مقام باطن و وساطت در فيض و اتصال به حقّ و فناء در توحيد است؛ ب) به اعتبارى ديگر انبياء با
~hr /~[١] - جوادى آملى، عبد اللّه، ادب فناى مقربان، ج ١، ص ١٨٨- ١٢٣.
[٢] - مطهرى، مرتضى، م، آ.، ج ٢، ص ١٦٨، با تلخيص، چ هشتم، ١٣٧٨، انتشارات صدرا، تهران.
[٣] - جوادى آملى، عبد اللّه، تفسير موضوعى قرآن مجيد، ج ٣، ص ٤١٠- ٤١١، چ اول، ١٣٨١، قم، مركز نشر اسراء.